الف - وجه تسميه درياي خزر و حواشي تاريخي آن
خزر ها قومي ساكن ساحل جنوب غربي درياي قزوين بودند كه بعد ها تقريباً سراسر ضلع غربي آن را اشغال كردند. آنها به ظن قوي از اقوام بخش شرقي درياي مزبور بودند و در قرن دوم ميلادي به سمت جنوب يا شمال آن دريا كوچيده و در بخش مناسبتر و معتدلتر آن كه جنوب غربي بود، استقرار يافته بودند. مدت هاي مديدي با فرهنگ و زندگي شباني و كوچي زندگي كردند، ولي رفته رفته متمكن و تثبيت شدند و منطقه اي را از جنوب غربي درياي قزوين تا جنوب ولگا به نام خويش موسوم نمودند. از آنجا كه هنوز خوي تمدن و شهر نشيني نيافته بودند، دين و آئين پيشرفته اي نداشته و اغلب به شمنيزم و آنيميسم و محتملاً ميترائيسم گرايش داشتند.
پس از آنكه تاريخ دوران اسلامي ايران آغاز شد، سپاهيان مشترك عرب و ايراني بار ها با خزر ها درگير شدند. در سال 71 هجري قمري سپاه محمد بن مروان كه از طرف عبدالملك خليفه اموي مأمور سركوب خزرها و دفع فتنه و آشوب آنها شده بود، مغلوب ايشان گرديد و خزرها ارمنستان را اشغال كردند. اما 40 سال بعد، پسر همين فرمانده به نام مروان بن محمد نيروي اصلي خزر ها را نابود ساخت و پيمان صلح سركرده آنها را كه درخواست مسلمان شدن داشت، پذيرفت. در اين زمان بخشي از خزرها مسلمان و بخشي ديگر يهودي و عده اي هم تحت تأثير روم شرقي مسيحي بودند. اما اسلام آنها چندان نپاييد و با ارتباط بيشتر دولت روم شرقي با ايشان، كه بويژه با ازدواج دختر خاقان خزرها با كنستانتين پنجم وليعهد لئوي سوم امپراتور روم نزديكتر گرديد، مسيحيت به عنوان عنصر غالب فرهنگي خزرها شناخته شد. تاخت وتاز غارتگرانه خزرها تا قرن ها بعد نيز ادامه يافت و در زمان هارون الرشيد حتي تا منتهي اليه شرقي ايران يعني ماوراءالنهر كشيده شد و مردمان بسياري را از آرامش و امنيت محروم ساخت. با قدرت گرفتن اقوام اسلاو- طوايف مختلف روس- خزر ها خود را از هر سو در مخاطره يافتند، و بتدريج از صحنه تاريخ محو گرديدند.
در زمان رضاخان پهلوي با توجه به اين كه وي از اهالي مازندران بود، در برخي از كتب درسي كوشش ناموفقي به عمل آمد تا نام «درياي مازندران» را جايگزين نام درياي خزر سازند، ولي در همان هنگام در اغلب نقشه هاي جغرافيايي و نوشته هاي روشنفكران و روزنامه نويسان، كماكان نام درياي خزر به كار برده مي شد و امروز نيز يگانه نام آن دريا، همين است.
ب - مازندران نامي آشنا و ايراني، نه خزر! نامي مجعول و غير ايراني
درياي شمال ايران در گستره تاريخ همواره به يکي از نام هاي ايراني معروف بوده است و در آثار اغلب مورخان معروف ايراني از اين دريا به دو نام درياي تبرستان (طبرستان) يا درياي مازندران نام برده شده است. آمدن هر دو نام در دايره المعارف هاي معتبر ، مهر تاييدي بر ايراني بودن اين دريا در طول تاريخ بوده است.
اما خزر در هيچ کدام از نام هاي قديمي دنيا نيامده است و از دوره قاجار اين نام مجعول و غير ايراني مرسوم گشته و وارد بعضي اسناد رسمي از جمله قراردادهاي ننگين گلستان و ترکمنچاي شده است. خزر نامي است برگرفته از قوم خزر که در بخش شمالي دريا ساکن شده اند و قومي غير ايراني و ستيزه جو و مهاجم و هر از گاهي به شهرهاي ايران و ارمنستان و آذربايجان که جزو قلمرو ايران بودند هجوم مي آوردند. اين قوم که بعدها به يهوديت گرويدند حتي بعد از ظهور اسلام بر عليه ايران و ايرانيان جنگهاي خونين براه انداخته اند و در هزار سال پيش در سده دهم ميلادي به دست روسها نابود شده اند و بازماندگان آنها منطقه را ترک کرده و امروزه بسياري از يهوديان آمريکا و اروپاي شرقي و فلسطين اشغالي از اخلاف همان خزران يهودي هستند.يکي از نويسندگان در اين زمينه در مقاله خود آورده است: نکته بسيار در خور توجه در کتاب خزران "کستار" اين است که تقريباً بيش از 90 درصد يهوديان امروز اروپا و آمريکا از تبار همار خزران بوده و ربطي به اسباط دوازده گانه قوم بني اسرائيل ندارند و از شگفتي هاي روزگار آن که به اذعان "کستار" يهودي، همين گروه از يهوديان خزرتبارند که از يک قرن پيش با زمينه سازي هاي تبليغاتي صهيونيست ها، به ويژه پس از جنگ جهاني دوم، از اروپا به سوي فلسطين سرازير شده و با ادعاي رسيدن به ارض موعود، کشور اسرائيل را تاسيس کردند. اين رسالت مورخان و محققان و استادان تاريخ و جغرافياي ايران است که روشن کنند منشاء پيدايش و انتخاب نام خزر براي درياي مازندران و يا به قول عربي ها درياي کاسپين چه بوده و اين نام از چه تاريخي در شناسنامه اين دريا به ثبت رسيده و به رسميت شناخته شده است.و جاي بسي شگفتي است که در دولت گذشته نام خزر بصورت رسمي به جاي مازندران انتخاب و طي بخشنامه اي ابلاغ شده است. اين تغيير پس از تصويب در جلسه کميته تخصصي نام گذاري و يکسان سازي نام هاي جغرافيايي ايران در تاريخ 1381.9.18 طي بخشنامه اي به تاريخ 1381.10.30 و به شماره 54864 توسط جناب آقاي محمد رضا عارف معاون اول رييس جمهور به کليه وزارتخانه ها، سازمانها و موسسات دولتي، نهادهاي انقلاب اسلامي و استانداريهاي سراسر کشور ابلاغ مي شود. در مصوبه کميته مذکور چنين آمده است: "جهت جلوگيري از هرگونه سوء تفاهم احتمالي و جلوگيري از تشتت آراء در زمينه نام پهنه آبي شمال کشور، از نام "خزر" در داخل کشور و Caspian در متون خارجي قراردادها و معاهدات بين المللي استفاده گردد."
ج - نامهاي يک دريا
در هفته گذشته مرکز پژوهشهاي مجلس ايران خواستار تعويض نام درياي خزر شد.
دفتر مطالعات مرکز پژوهشهاي مجلس در پاسخ به پرسش يکي از نمايندگان مجلس در مورد نام خزر و تذکر نسبت به نامناسب بودن اين نام، تصريح کرد که در سطح بينالمللي اين دريا به نام کاسپيان شناخته ميشود و اعراب نيز آن را به صورت بحرالقزوين که عربي شده همان کلمه کاسپيان است ميشناسند و تنها در ايران از کلمه “خزر” براي ناميدن اين درياچه استفاده ميشود.
مرکز پژوهشهاي مجلس ايران توضيح داده است که برخلاف تصور رايج، خزر معادل فارسي کلمه کاسپيان نيست.
کاسپيان و خزر، هر دو برگرفته از نام قومها و مردماني هستند که در گذشته در کنار اين بزرگترين درياچه جهان زندگي ميکردند.
ü سابقه تغييرات
مرکز پژوهشهاي مجلس به سابقه تغيير نام اين دريا در سالهاي اخير و دوران معاصر نيز اشاره کرده است. نخستين تغيير نام آن در دوران معاصر در سال ۱۳۷۵رخ داد که بر اساس مصوبه هيات وزيران با تاکيد بر هويت ايراني دريا، نام پهنه آبي شمال کشور از درياي خزر به درياي مازندران تغيير داده شد. اما در اواخر سال۱۳۸۱نام اين دريا مجدداً به درياي خزر تغيير يافت.
ü خزرها و کاسپيها
اما نکتهاي که تعدادي از منتقدان استفاده از نام خزر بر آن تاکيد ميکنند، مربوط به دو قوم خزر و کاسپيان ميشود. قوم خزر يکي از اقوامي بوده که در کرانه شمالي اين دريا زندگي ميکرده اند. مرکز پژوهشهاي مجلس در مورد قوم کاسپ که نام کاسپيان از آن ميآيد، ميگويد که آنها اقوامي ايراني بودهاند که پيش از آمدن آرياييها به ايران در اين فلات ساکن بودهاند و جزو اقوام بومي ايران از هزارههاي دور به حساب ميآيند. برخي از منتقدان از اطلاق نام خزر به اين دريا به اين دليل ناراضياند که معتقدند قوم خزر در طول تاريخ به قومي مهاجم و خونريز مشهور بوده است.
برخي مورخان معتقدند خزرها در قرون مياني ميلادي به اروپا مهاجرت کردهاند و ديگر نشاني از آنها در کنار درياي خزر ديده نميشود.
آرتور کستلر، نويسنده و محقق در کتاب خزران (کستلر، آرتور، خزران، محمدعلي موحد، تهران، انتشارات خوارزمي،۱۳۶۱) مينويسد که يهوديان اشکنازي نوادگان يهوديهاي خزر هستند که پس از سقوط امپراتوري خزر در قرن سيزدهم ميلادي، به اروپا نقل مکان کردند.
د - نتيجه گيري
عليرغم گزارش فوق در مورد اصل و نسب اقوام خزر و تمدن و توحش آنان؛ با توجه به اينكه واژه كاسپين داراي عناصر ساختواژه انگليسي است (ian-) و از طرفي به لحاظ كوتاه تر بودن، واژه خزر كه داراي دو بخش است نسبت به واژگان كاسپين و مازندران كه مطول و به نوبت داراي سه و چهار بخش مي باشند ارجحيت دارد و نيز از آنجاكه تركيب درياي خزر در ميان ايرانيان نسلهاي متمادي است كه مرسوم گشته و بسياري از شركتهاي معروف نيز از نام خزر استفاده مي كنند (خزر خز، پارس خزر، قاينار خزر و غيره) لذا پيشنهاد ميشود از نامهاي مهجور و نامأنوس پرهيز كرده و از همان نام خزر كه در ميان ايرانيان متداول تر است استفاده گردد.