تبليغاتX
کندوکاو
پژوهش ، نظرسنجي ، ارتباطات

 ابراهيم فدايي

   شركت‌ها در اصل يك واحد اقتصادي هستند، ولي شرايط غالب محيطي آنها را مجبور مي‌كند كه رفتارها و واكنش‌هايشان از حالت صرف اقتصادي فاصله بگيرد.   از زواياي گوناگوني مي‌توان به پديده‌ مسئوليت اجتماعي شركت‌ها در مفهوم امروزي‌اش نگاه و توجه كرد .  سازمان‌ها مستقل از نوع مالكيت خود، در محيطي تعريف شده به كسب‌وكار مي‌پردازند كه حداقل مسئوليت آنها عرضه كالا و خدمات در قبال دريافت پول است و اگر اين خاصيت را هم نداشته باشند، ذاتا از حيات خارج مي‌شوند، پس بايد نقش‌ها و مسئوليت‌هاي ديگري را در اطراف اين ذات محوري جستجو كنيم و دور از ذهن نيست كه در اولين گزينه ارتباط آن را با اجتماع اطراف بررسي كنيم؛‌ اجتماعي كه از يك منظر مي‌تواند متوجه بخش دورني(كاركنان) خود باشد و از منظري متعالي‌تر متوجه بخش بيروني(شهروندان) خود. مسئوليت اجتماعي شركت‌ها،  از جمله چارچوب‌هاي تعريف شده بشر براي سازمان‌هاست، مسوليت هاي اجتماعي ذاتا هيچ زيان و چشم‌داشتي را متوجه منافع اقتصادي سازمان ها نخواهد كرد، بلكه منظري جديد را براي توليد ثروتي مشروع‌تر و مقبول‌تر مي‌گشايد و تلاش مي‌كند تا هرچه بيشتر اين شخصيت‌هاي حقوقي را به اشخاصي حقيقي و شهرونداني مقبول تبديل كند.

  تركيب "مسئوليتهاي اجتماعي " "SOCIAL RESPONSIBILITY" نزد متفكران ، معاني مختلف دارد. سرتو "CERTO" و گراف "GRAFF"،مسئوليت اجتماعي بنگاه را اين طور تعريف كرده اند: "تعهد و تكليف مديريت به انجام كارهايي كه حافظ و ارتقا دهنده رفاه جامعه و علايق بنگاه باشد.

كنت هاتن و ماري هاتن ، مسئوليت اجتماعي بنگاه را از منظر ذينفعان بنگاه تعريف كرده اند :   مسئوليتهاي اجتماعي بنگاه ها  وقتي مطرح مي شود كه در مديريت ذينفعان بنگاه خللي وارد شده باشد. بي توجهي بنگاه به ذينفع خارجي ، مثلا سبب بروز پيامدهاي ناگوار براي مصرف كننده كالاي آن بنگاه  مي شود و به اين ترتيب حريم و مرز جامعه شكسته مي شود پس به اين ترتيب مسئوليت اجتماعي ، مسئوليت مدير آينده نگر است .

اگر اين دو تعريف را با هم تركيب كنيم ، مي توان مسئوليت اجتماعي بنگاهها يا مديران آنها را چنين تعريف كرد:

"مسئوليتهاي اجتماعي مديران / بنگاهها عبارت است از الزام به پاسخ گويي و ارضا توقعات گروه هاي ذينفع خارجي اعم از مشتريان ،تامين كنندگان ، توزيع كنندگان ، پاسداران محيط زيست و اهالي محل فعاليت واحد توليدي / خدماتي ، با حفظ منافع گروه هاي ذينفع داخلي اعم ازمالكان يا سهامداران و كاركنان واحد. (مهدي برادران )

در نهايت مقصود از مسئوليت اجتماعي اين است که چون سازمانها تأثير عمده اي بر سيستم اجتماعي دارند، لاجرم چگونگي فعاليت آنها بايد به گونه اي باشد که در اثر آن زياني به جامعه نرسد و در صورت رسيدن زيان، سازمانهاي مربوطه ملزم به جبران آن باشند. به عبارت ساده تر، سازمانها بايد به عنوان جزيي مرتبط با نظام بزرگتر که در آن قرار دارند، عمل کنند، چون يک نظام فرعي از کل نظام اجتماعي را تشکيل مي دهند.

لازم به ذکر است که بين اخلاق مديريت، پاسخگويي اجتماعي و تعهد اجتماعي با مسئوليت اجتماعي تفاوت وجود دارد.  هر دو اصطلاح اخلاق مديريت و مسئوليت اجتماعي در رابطه با رعايت ارزشها و هنجارها و اصول اخلاقي جامعه و تامين هدف هاي سازمان از سوي مديران هستند.  با اين تفاوت که مسئوليت اجتماعي در ارتباط با مسائل کلان سازمان است و اخلاق در ارتباط با رفتار فردي مديران و کارکنان است.

كارول، در مطالعه اي كه باعنوان "هرم مسئوليت اجتماعي بنگاه " منتشر شد مسئوليت اجتماعي هربنگاه را برآيند چهار مولفه زير مي داند:

-       نيازهاي اقتصادي

-       رعايت قوانين و مقررات عمومي

-       رعايت اخلاق كسب و كار

-       مسئوليت هاي بشردوستانه

  در مولفه اول، بنگاه‌ها موظفند نيازهاي اقتصادي جامعه را برآورند و کالاها و خدمات مورد نياز آن را تامين کنند و گروه‌هاي مختلف مردم را از فرايند کار، بهره‌مند سازند. براساس مولفه دوم، آنها وظيفه دارند به بهداشت و ايمني کارکنان و مصرف‌کنندگان خود توجه کنند. محيط زيست را نيالايند، از معاملات درون سازماني بپرهيزند، در پي انحصار نباشند و مرتکب تبعيض (تبعيض قومي، تبعيض جنسي) نشوند. سومين مولفه مسئوليت بنگاه، اخلاق کسب و کار است. در اين قلمرو، اصولي همچون صداقت، انصاف و احترام، مدنظر است. چهارمين مولفه، مسئوليت‌هاي بشردوستانه است. تعبير ديگر کارول از اين مولفه، «شهروند خوب» بودن است و اين يعني، مشارکت بنگاه در انواع فعاليت‌هايي که از معضلات جامعه بکاهد و کيفيت زندگي مردم را بهبود بخشد.

  هر چند عده اي انگيزه و توجه  به رعايت مسائل اخلاقي را به سال 1923 و به بنيانگذار شركت مبلمان و اثاثيه هرمان ميلردي جي دوپر نسبت مي دهند و عده اي توجه به اخلاقيات در نوشته هاي مديريت را در كتاب  وظيفه هاي مديران چستر بارنارد و آثار ماكس وبر جستجو مي كنند اما واقعيت اين است كه قرآن كريم و نهج البلاغه به روشني به مساله مسوليت �8�رد �A7جتماعي پرداخته اند : �6 سود و به تمي فرمايد « ان الله يامرکم ان تودوا الامانات الي اهلها»در اينجا  قرآن کريم مسووليت ها را به امانت هاي الهي تعبير کرده است و منظور از کلمه اهل عبارت از کساني است که داراي شرايط و ويژگي هاي لا زم جهت دريافت امانت ها (پذيرش مديريت) باشند و با اين حساب، حکومت اسلا مي و مديريت آن را نمي توان به غيراهل آن مثلا به افراد فاجر، فاسق، ظالم و افراد بي تقوا و بي تعهد سپرد و طبعا مديريت ادارات و واحدها هم همين حکم را دارند. حضرت علي(ع)در دوران خلافت خويش که حدود چهار سال و نه ماه بود به اجراي عدالت و گسترش دادگري و احياي سنت هاي پيامبر(ص)پرداختند. دوران کوتاه خلافت علي(ع)را مي توان از درخشان ترين دوران هاي تاريخ اسلام و بشريت به حساب آورد. امام علي(ع)در آن دوران کوتاه زيباترين مديريت و اداره جامعه را به بشريت عرضه کردند. مسووليت در مديريت اسلامي، يعني امري که در صورت تخلف از چارچوب هاي آن، مواخذه و بازخواست در دنيا وعقبي در پي خواهد داشت. به دليل اهميتي که براي وظايف محوله در مديريت اسلامي قائليم از وظيفه تحت عنوان مسووليت ياد مي کنيم.

 

رويكرد هاي متفاوت در مفهوم مسؤوليت هاي اجتماعي

   به طور كلي سه رويكرد در مورد مفهوم مسؤوليت هاي اجتماعي شركت ها وجود دارد كه به شرح زير قابل تبيين مي باشند:

   نظريه اول از تئوريهاي كلاسيك اقتصادي منشاء مي گيرد. طبق اين مفهوم شركت فقط و فقط يك هدف دارد و آن به حداكثر رسانيدن سود و به تبع آن حداكثر نمودن ثروت سهامداران است. البته اين موضوع تا جايي پذيرفته شده و قابل حمايت است كه در جهت تلاش براي رسيدن به هدف چارچوبي اخلاقي و حقوقي وجود داشته باشد. اين شكل از مفهوم مسؤوليت هاي اجتماعي شركت ها به وسيله ميلتون فريدمن در سال 1962 ميلادي در قالب عبارات زير ارائه شده است: ‹‹ تنها يك مسؤوليت اجتماعي براي مؤسسات وجود دارد كه آن هم استفاده از منابع موجود و بكارگيري آنها در فعاليت هاي برنامه ريزي شده جهت افزايش سود است، البته مادامي كه مؤسسه تحت مقررات تعيين شده فعاليت نمايد يعني رقابت آزاد بدون فريب و حيله››

    نظريه دوم در دهه 1970 ميلادي ارائه گرديده است و براساس آن اهداف اجتماعي در رابطه با به حداكثر رسانيدن سود مورد توجه قرار مي گيرد. طبق اين نظريه مديران شركت ها بايد تصميماتي اتخاذ نمايند كه بين حقوق سهامداران، كاركنان، مشتريان، عرضه كنندگان كالاها و خدمات و عامه مردم تعادل ايجاد كند. در نتيجه بايد يك ائتلاف و پيوستگي بين منافع و ملاحظات متعدد ايجاد شود و اين ائتلاف تنها راهي است كه شركت را از هدف حداكثر نمودن سود در دراز مدت مطمئن مي سازد.

   براساس نظريه سوم سود نقطه پاياني اهداف سازمان نيست و مديران اجرايي شركت ها پس از كسب سود با مشكل خواسته هاي كاركنان براي افزايش دستمزد، لزوم اجراي طرحهاي توسعه، درخواست قيمت هاي پايين تر از جانب مشتريان و افزايش كيفيت محصولات، سود سهام بيشتر براي سهامداران و... روبرو  مي شوند. در اين حالت تصميم گيري هاي سازماني لازم است به جاي تلاش در جهت حداكثر نمودن سود به دنبال كسب سطح مناسبي باشد كه طي آن هم سود كسب شود و هم سطح مطلوبي از اهداف اجتماعي تأمين گردد.

    تغيير از نظريه دوم به نظريه سوم مسؤوليت اجتماعي سازمان ها، مانند حركت از مفهوم مؤسسات تجاري بر مبناي منافع سهامداران به يك مفهوم گسترده تر مي باشد. يعني در نظريه دوم ملاك ايجاد سود براي سهامداران بود كه با حقوق ديگر گروه هاي علاقه مند از قبيل مشتريان، كاركنان و... مرتبط مي شد در صورتي كه نظريه سوم بر اين تأكيد دارد كه مسؤوليت مؤسسات تجاري در قبال تمامي افراد ذينفع بوده و نيز سود و زيان تنها به عنوان يكي از نتايج فعاليتهاي آنها محسوب مي شود و بايد تصميمات سازماني براساس آن دسته از راه كار هايي كه در اجتماع مسؤوليت بيشتري را به وجود مي آورد اتخاذ گردد.

 

هرکس بايد به کاري بپردازد که اهليت، اقتدار و مشروعيت انجام آن را داشته باشد.

 

 پيتر دراکر نخستين و مهم‌ترين مسئوليت اجتماعي هر موسسه را عملکرد وظيفه و کار آن مي‌داند و مي‌گويد اگر بنگاهي نتواند کار اصلي خود را بخوبي انجام دهد، توان هيچ کار ديگري را ندارد. به زعم او، کسب و کار ورشکسته، نه کارفرمايي خوب است، نه همسايه‌اي خوب، نه عضو حزب جامعه و نه حتي مي‌تواند سرمايه کافي براي گسترش کار خود فراهم کند. بنابراين، نمي‌تواند شمار بيشتري را مشغول به کار کند. از نظر دراکر، نخستين «قيد» مسئوليت اجتماعي بنگاه، بالا بودن حجم و ميزان مسئوليت آن در انجام موفقيت‌آميز رسالت خويش است. اين نظر، بسيار شبيه نظر «فريدمن» است که مسئوليت اقتصادي بنگاه را مسئوليت اصلي اجتماعي آن مي‌داند.از نظر دراکر، مسئوليت‌هاي اجتماعي بنگاه‌ها را مي‌توان به شرح زير برشمرد:

1. پرداختن تمام و کمال به مسئوليت، وظيفه و رسالت اصلي بنگاه: مثلا اگر وظيفه و رسالت آن توليد خودرو است، اين کار را به بهترين وجه ممکن انجام دهد و در مسير تکامل و بهبود مستمر آن بکوشد.

2. مسئوليت فراورده‌ها و خدمات: بنگاه و مديران آن در برابر پيامدها و عوارض محصولات خود مسئولند و بايد در برابر پيامدها، مسئول نگاه داشته شوند.

3. مسئوليت فرايندها: بنگاه و مديران آن نسبت به فرايندهاي توليد مسئول هستند. فرايندهاي توليد نبايد هزينه اجتماعي توليد کند و اگر به ضرورت شرايط، چنين وضعي رخ دهد ميزان آن بايد در کمترين حد ممکن باشد. از سوي ديگر، در فرايند توليد بايد دقت شود محيط زيست را آلوده نکند. ذرات معلق و غبار را مهار کند و در موارد ناگزير نظير آلودگي صوتي، آسيب را به کمترين ميزان ممکن برساند.

4. مسئوليت اخلاقي: بنگاه و مديران آن بايد در دادوستد و کسب کار، به اصول اخلاقي متعارف جامعه احترام گذاشته و خود را به اصول آن مقيد و پايبند بداند.

نکته اساسي در نظريات دراکر اين است که هرکس بايد به کاري بپردازد که اهليت، اقتدار و مشروعيت انجام آن را داشته باشد.

  جذابيت هاي مسئوليت اجتماعي سازمان ها براي ذينفعان

1- براي حكومت‌ها جذاب است چون وظايف سنتي دولت‌ها را در سياستگذاري و حمايت‌هاي اجتماعي مي‌كاهد و از سويي با افزايش مقبوليت اجتماعي سازمان‌ها، امنيت اجتماعي و محلي نيز افزايش مي‌يابد و البته ثروت بيشتر و ماليات بيشتر نيز به دنبال آن خواهد بود.

 2- براي شهروندان نيز جذاب است، چراكه در كنار آلودگي‌هاي زيست‌محيطي و تغييرات فرهنگي و اجتماعي ناشي از حضور سازمان‌ها، مي‌توانند رفاهي بيش از آنچه دولت مركزي و آبا و اجدادشان برايشان خواسته‌اند را در غالب انواع خدمات و توجهات اجتماعي سازمان‌ها دريافت كنند و به عبارتي حق آب و گل خود را از ميهمانان صنعتي دريابند.

 3-  براي كاركنان جذاب‌تر است چون از دو منظر اين مفهوم مترقي مي‌شوند، هم از منظر شهروندي درون سازماني، هم از منظر شهروندي اجتماعي كه نتايج مادي و به ويژه معنوي قابل توجهي را برايشان به ارمغان خواهد آورد.

 4-براي سهامدارن بيش از سايرين جذاب است، چراكه نقش خود را از ميهماني بيگانه به شهروندي مسئول، سرشناس و قابل احترام در جامعه تغيير يافته مي‌بينند و البته آغوشي امن‌تر از قوانين تجاري براي خود مي‌سازند؛ آغوشي در بطن جامعه كه از دست دادن اين آغوش سازمان ها را با تزلزل روبه رو مي‌سازد .

 5-براي محيط زيست كه چون قديسي محترم مورد عبادت نيك و بد است نيز خالي از فايده نيست، چراكه روز به روز بيشتر مورد توجه شهروندان و دولت‌ها قرار مي‌گيرد .

 6- براي جوامع فراملي و بين‌المللي نيز جذاب است، كه اگر نبود شاهد خلق معاهده جهاني               (UN GLOBAL COMPACT) به عنوان شبكه‌اي آموزشي، با مشاركت آژانس‌هاي اصلي سازمان ملل متحد به همراه شركت‌ها، موسسات بازرگاني، سازمان‌هاي غير دولتي/حكومتي و اتحاديه‌هاي ‌صنفي نبوديم.  ( ميرمحمدعلي گلچوبيان )

 

    مسئوليت اجتماعي به طور اعم، به مجموعه فعاليتهايي گفته مي شود كه صاحبان سرمايه و بنگاه هاي اقتصادي به صورت داوطلبانه، به عنوان يك عضو موثر و مفيد درجامعه، انجام مي دهند.

  از مسئوليت اجتماعي به عنوان اخلاقيات فرا سازماني ياد مي شود . امروزه مسئوليت اجتماعي شركتها مفهومي وسيع تر از فعاليتهاي گذشته دارد. مسئوليت اجتماعي به طور اعم، به مجموعه فعاليتهايي گفته مي شود كه صاحبان سرمايه و بنگاه هاي اقتصادي به صورت داوطلبانه، به عنوان يك عضو موثر و مفيد درجامعه، انجام مي دهند.

  كارل كه از طرفداران مسئوليت اجتماعي است، براين باور است كه مديران يك سازمان تجاري، چهار مسئوليت اقتصادي، حقوقي، اخلاقي و فداكاري كردن دارند. كارل اين چهار مسئوليت را به ترتيب اولويت فهرست مي كند و بر اين باور است كه مسئوليت اخلاقي و فداكاري امروز ممكن است در آينده به ترتيب به مسئوليتهاي حقوقي و اخلاقي تبديل شوند.  وي باور دارد كه بي توجهي به مسئوليتهاي اجتماعي موجب افزايش دخالت دولت و در نتيجه كاهش كارايي مي شود. اگر شركت داوطلبانه به برخي مسئوليتهاي اجتماعي و اخلاقي خود عمل كند، مي تواند به سود مورد نظر خود دست يابد. ( رحمان سرشت و كوشا  )

 

  مسئوليت اجتماعي و تاثير آن بر سازمان

    حاكميت اخلاق كار بر سازمان منافع زيادي براي سازمان از بعد داخلي از جنبه هاي بهبود روابط، افزايش جو تفاهم و كاهش تعارضات، افزايش تعهد و مسئوليت پذيري بيشتر كاركنان  و كاهش هزينه هاي ناشي از كنترل دارد ولي از ديدگاه مسئوليت اجتماعي نيز از راه افزايش مشروعيت سازمان و اقدامات آن، التزام اخلاقي در توجه به اهميت ذينفعان، افزايش درآمد، سودآوري و بهبود مزيت رقابتي توفيق سازماني را تحت تاثير قرار مي دهد.

1- افزايش مشروعيت  : امروزه در شرايط جهاني شدن  سازمان ها ناجار به انجام اقدامات وسيع و گسترده براي جلب افكار عمومي هستند كه وجه غالب آنها نشان دادن وجهه اخلاقي كارهاي سازمان است. هرچه سازمانها بزرگتر باشند، بايد حساسيت آنها هم نسبت به اين مسائل بيشتر باشد. رفتار غيراخلاقي، رف�%A�ح8� محيط كسب و كار را بر ضد خود تحريك كرده و در نهايت موجب شكست آن مي شود.

 

ترويج مسووليتهاي اجتماعي و تقويت فرهنگ معنوي موجب ايجاد مزيت هاي استراتژيك خواهد شد. همچنين رعايت اخلاقيات، موجب افزايش تصوير مثبت و شهرت سازمان مي شود.

 

2- افزايش سودآوري :  توجه به تمام افراد و گروههاي كه دينفع هستند، ميزان سود شركتها را در بلند مدت افزايش خواهد داد، زيرا موجب انگيزش نيروي انساني، افزايش حسن نيت اجتماعي و اعتماد مردم به يكديگر مي شود.

  طبق گزارشي كه در سپتامبر 2005 توسط دولت استراليا منتشر شده، رشد اقتصادي اين كشور از سال 1998 تا 2005 به رقم متوسط سالانه 6/3 درصد رسيده كه بيشتر از بسياري از كشورهاي توسعه يافته، مانند آمريكا، آلمان، ژاپن و انگلستان است. براساس اين گزارش، عوامل رشد اين كشور، نگرش مثبت به تغيير و نيروي انساني آموزش ديده با اخلاق كار بسيار قوي اعلام شده است. براساس گزارش مجله فورچون، 63 درصد مديران عالي شركتهاي برتر براين باورند كه رعايت اخلاقيات، موجب افزايش تصوير مثبت و شهرت سازمان شده، منبعي براي مزيت رقابتي به شمار مي آيد. به علاوه تحقيق سويني در استراليا نشان داد كه 90 درصد استراليايي ها علاقه مند به خريد از شركتهايي هستند كه رفتارهاي آنها اخلاقي است. اين تحقيق مشخص كرد هرچه اعتماد بين اعضاي يك سازمان بيشتر باشد نياز به كنترل مستقيم كاهش مي يابد. ( رحمان سرشت و كوشا )

3-استفاده از مزاياي چندگانگي : متخصصان پيش بيني مي كنند كه نيروي كار به گونه اي روزافزون متنوع تر خواهد شد و شركتهايي كه بتوانند نيازهاي اين افراد متنوع را درك كرده، از اين تنوع به خوبي بهره گيرند، موفق خواهند بود. لازم است مديران توانايي اداره افراد با جنسيت، سن، نژاد، مذهب، قوميت و مليتهاي مختلف را داشته باشند. رعايت عدالت و اخلاق در برخورد با اين افراد در محيط كار، مديريت آنها را تسهيل مي كند و اين امكان را براي سازمان فراهم مي سازد كه از مزاياي نيروي كار متنوع، بهره گيرد. مطالعه اي كه توسط رايت و همكاران در سال 1995 در مورد رابطه و بين چندگانگي و عملكرد سازماني انجام گرفته، رابطه مثبتي را بين افزايش سطح چندگانگي در محيط كار و عملكرد مالي سازمانها، نشان مي دهد. باكلي براين باور است كه چندگانگي سازگار با برنامه هاي اخلاق و فرهنگ هاي اخلاقي اند مي تواند موجب شهرت و اعتبار سازمان شده و عملكرد آن را بهبود بخشد.

4- كاهش هزينه هاي ناشي از كنترل :  ترويج خود كنترلي در سازمان، به عنوان يكي از مكانيزم هاي اصلي كنترل، از مباحثي است كه بنيان آن بر اعتماد، اخلاق و ارزشهاي فردي قرار دارد. ترويج خود كنترلي باعث كاهش هزينه هاي ناشي از روش هاي كنترل مستقيم شده و موجب بهبود سود مي شود. اين مستلزم تعهد كامل اعضا به تيم، مسئوليت پذيري همه اعضاي تيم و داشتن احترام و اعتماد بين آنها و مديريت است.

5- بهبود روابط، افزايش جو تفاهم و كاهش تعارضات : يكي از نتايج بهبود اخلاق كار در سازمان، تنظيم بهتر روابط در سازمان است كه اين به نوبه خود باعث افزايش جو تفاهم در سازمان و كاهش تعارضات بين افراد و گروهها شده، عملكرد تيمي را بهبود مي بخشد. شايد بيشترين تاثيرات اصول اخلاقي مربوط به رفتار نيروي انساني باشد. مطابق تحقيقات تروينو و يانگ بلاد تصميم گيريهاي اخلاقي به طور عمده تحت تاثير گزينش و استخدام افراد اخلاقي است و پاداش و تنبيه متداول تاثير زيادي در رعايت اصول اخلاقي ندارد. توجه بارنارد به اخلاق، به دليل نقش آن در تسهيل همكاري و كاهش تعارض و مسئولانه عمل كردن به وظايف در محيط كار است.

6- افزايش تعهد و مسئوليت پذيري بيشتر كاركنان:   اخلاق بر فعاليت انسانها تاثير قابل توجهي دارد و لازمه عملكرد مناسب، تعهد و مسئوليت پذيري كاركنان است. دونالدسون و ديويس باور دارند كه مديريت ارزشهاي اخلاقي در محيط كار، موجب مشروعيت اقدامات مديريتي شده، انسجام و تعادل فرهنگ سازماني را تقويت مي كند، اعتماد در روابط بين افراد و گروهها را بهبود مي بخشد و با پيروي بيشتر از استانداردها، موجب بهبود كيفيت محصولات و در نهايت افزايش سود سازمان مي شود. با توجه به نقشي كه انسانها در سازمانهاي امروزي دارند، نوع قضاوت افراد در مورد سازمان و موضوع فعاليت شان تاثير بسيار زيادي در كارآيي و اثربخشي آنها و در نتيجه كارايي و اثربخشي سازمان دارد. انتظار بروز خلاقيت توسط كساني كه كار خود را از لحاظ اخلاقي ناپسند تلقي مي كنند، واقعي و منطقي نيست.

 

مسئوليت اجتماعي شرکتها، پيش‌نياز اجراي سياستهاي کلي اصل 44 قانون اساسي

بديهي است که اجراي اصل 44 قانون اساسي که شامل آزادسازي اقتصادي و فرايند خصوصي‌سازي مي‌باشد، به تدريج ساختارکلي اقتصاد کشور را متحول خواهد‌کرد. در چارچوب چنين تحول گسترده‌اي، پرسش‌هائي نيز از سوي بازيگران اصلي اقتصاد و جامعه، يعني دولت، نهادهاي حکومتي، نهادهاي مدني، شرکتها و مجموعه‌هاي اقتصادي و اجتماعي و … مطرح مي‌شوند.

يکي از پرسش‌هاي اساسي اين فرايند، اين دغدغه است که آيا با کمرنگ شدن نقش اقتصادي دولت، نقش فرهنگي و اجتماعي دستگاه‌هاي دولتي نيز کمرنگ شده و باعث فشار بر عوامل اجتماعي و فرهنگي کشور خواهد شد؟

  مي‌دانيم که هر تحول گسترده نگراني‌هائي به دنبال خود داشته و همين نگراني‌ها خود فرايندها را به چالش کشيده و افق‌هاي جديدي را ايجاد مي‌کنند. هدف اصلي سازمانها، افزايش كارآيي و كسب سود است، ولي درعصر   جهاني سازي براي دستيابي به موفقيت، بايد به انتظارات اجتماعي و احكام اخلاقي، واكنش مناسب نشان دهند و به بهترين شكل اين گونه انتظارات را با اهداف اقتصادي سازمان تلفيق كنند، تا دستيابي به اهداف بالاتر و والاتري را امكان پذير سازند. رعايت اخلاق كسب و كار و مسئوليت اجتماعي از راه افزايش از مزاياي ناشي از افزايش چندگانگي و افزايش درآمد، سودآوري و بهبود مزيت رقابتي موفقيت سازمان را تحت تاثير قرار مي دهد. پايبندي رهبران و مديران مشروعيت اقدامات سازمان از نظر كاركنان، توجه و تاكيد براصول اخلاقي جهان شمول، تدوين منشور اخلاقي سازمان، اقدامات متناسب و سازگار با خواست و حساسيتهاي جامعه، برنامه هاي آموزش اخلاقيات براي مديران و كاركنان، از جمله اقداماتي است كه مديران مي توانند در اين زمينه انجام دهند.

منابع

1.      گالبرايت، جان کنت، آناتومي قدرت، ترجمه محبوبه مهاجر، نشر سوش، تهران، 1371

2.      تارو، لستر، رويارويي بزرگ، ترجمه مهندس عزيز کياوند، نشر ديدار، تهران، 1377

3.      اميني، فضل‌الله: بررسي تطبيقي مسئوليت‌هاي اجتماعي مديران در واحدهاي توليدي دولتي و خصوصي پايان‌نامه کارشناسي ارشد مديريت اجراي ، سازمان مديريت صنعتي ، 1378

4.      امامي،حسن،مسئوليت اجتماعي سازمان ،الزامي براي پايداري، انجمن مديريت کيفيت،1385.

5.      رحمان سرشت و كوشا ، مسوليت اجتماعي ، اخلاقيات فراسازماني، ماهنامه علمي آموزشي تدبير، 1388

6.       ميرمحمدعلي گلچوبيان ، پرونده اي به نام مسوليت هاي اجتماعي ، مجله عصر مديريت ، شماره 6 ،اسفند 1386

7.      مهدي برادران ، سايت اينترنتي هم افزا

+ نوشته شده در  چهارشنبه دهم تیر 1388ساعت 13:34  توسط ابراهيم فدايي  | 

 ابراهيم فدايي

    امروزه در عرصه جهانی، ایران خودرو نامی شناخته شده و قابل احترام است. شهرت و آواز ه مثال زدنی که از یک سو ، حکایت کننده سخت کوشی، تعهد و هویت فرهنگی ایرانیان بوده و از سوي دیگر نماد اراده، خودباوري و اقتدار ملی محسوب می گردد. گروه صنعتی ایران خودرو با پیشینه درخشان بیش از چهار دهه حضور موثر ، مستمر و فعالانه در صنعت خودرو ، در سال 86 به شایستگی عنوان بزرگ ترین و موفق ترین تولید کننده خودرو در سطح خاورمیانه و جهان اسلام را کسب نمود و از این رهگذر مایه افتخار جامعه ایرانی به شمار  مي رود.

     شرکت ایران خودرو،  نخستین شرکت در بین 100 شرکت بزرگ صنعتی کشور براي ششمین سال متوالی و  تنها خودروساز خاور میانه است که به لحاظ داشتن برند اختصاصی سمند ، تنوع و بیشترین تیراژ  توليد  به جرگه 17 خودرو ساز بزرگ دنیا پیوسته است.  براساس ارزیابی موسسه   Dinar Standard business ranking  در طبقه بندي شركت هاي برتر جهان اسلام، شرکت ایران خودرو جایگاه بیست و چهارم را کسب نموده و همچنین در میان 100شرکت غیرنفتی جهان اسلام، حائز رتبه ششم گردیده است. همچنین در ارزیابی صورت گرفته  برای رده بندي 100 شرکت برتر کشورهاي اسلامی، گروه صنعتی ایران خودرو همواره روندي صعودي را طی نموده و از رتبه چهل و چهارم در سال   2004 به رتبه بیست و چهارم در سال 2006 و در سال 2007 با 12 درصد رشد در میزان فروش ،رتبه بیست و چهارم خود را حفظ نموده است .این شرکت بر اساس میزان فروش در رتبه چهارم برندهاي مصرفی در بین 100 شرکت دنیاي اسلام قرار دارد.

     شرکت ایران خودرو با دستیابی به تولید 550 هزار دستگاه خودرو در سال 2007 و فروش بیش از 8 میلیارد دلار ، حائز رتبه بزرگترین خودروساز حوزه خاورمیانه، شمال آفریقا و آسیاي مرکزی را کسب نموده و جایگاه هفتمی شرکت غیر نفتی در میان کشورهاي اسلامی را تصاحب نموده است.

  رشد سرمايه ، توليد و فروش 

رشد سرمايه شركت در طول 15 سال گذشته بيانگر توسعه و حركت رو به رشد فعاليت هاي شركت در چند سال اخير است . از اين روست كه سرمايه شركت از 3600 ميليارد ريال در سال 83 به 6300 ميليارد ريال در سال 86 رسيده است كه بيانگر رشد 43 درصدی طي چهار سال اخير است.

     روند توليد محصولات شركت ايران خودرو در سال 86 رشد 24 درصدي را نسبت به سال 82 نشان          مي دهداز سويي ديگر تركيب توليد محصولات اين شركت متنوع تر و در  حال حاضر به بيش از 62 مدل  مي رسد. ضمن اينكه توليد پيكان از ارديبهشت سال 84 متوقف شده است.در زمينه نيرو محركه و توليد موتور طي چهار سال گذشته اقدامات ارزنده اي در خصوص معرفی و رونمایی موتور ملی (EF7) پایه گاز سوز ، افتتاح پروژه موتور سازی 3  ، معرفی موتور (OHV) ، معرفی موتور ملی پایه گازسوز در نمایشگاه موتور 2008 آلمان ( معتبرترین و تخصصی ترین نمایشگاه موتور) ، کسب جايزه ملي فناوری  به دليل طراحی و توسعه اولين خانواده موتور ملی پايه‌گازسوز) و رونمايي پرقدرت ترين موتور پايه گاز سوز جهان انجام داده است.

 

طراحي و توسعه محصول جديد :

در حال حاضر  شركت ايران خودرو قادر به طراحي هر خودرويي به صورت كامل است.  اين شركت داراي 14 نوع خودرو با بيش از 62 مدل است.  در سه سال اخير اقدامات مهمي در زمينه طراحي و توليد خودرو هاي جديد صورت گرفته است كه كهمترين آنها عبارتند از : توليد خودروهاي اتوماتيك (پارس ، سمند ) ، طراحي و توليد خودرو 206 صندوق دار ديزلي (براي بازارهاي صادراتي) ، طراحي و توليد 206 صندوقدار (به صورت انحصاري در ايران خودرو) ، طراحي و توليد سورن معمولي و ELX ، طراحي و توليد روآی جديد ، طراحي و توليد سمند اتو ويلچر (ويژه معلولان و جانبازان) ، طراحي دومين خودرو ملي ( اين خودرو در ابتداي سال 88 رونمايي مي شود) ، طراحي و توليد خودروهاي سفارشي (انواع محصولات ايران خودرو)

 

بهينه سازي مصرف انرژي 

    شركت ايران خودرو در حوزه بهينه سازي مصرف انرژي در راستاي برنامه دولت نهم، اقدامات بسيار بزرگ و ارزنده اي در زمينه هاي زير انجام داده است:

- جايگزيني خودرو هاي فرسوده :  تا كنون بيش از 350 هزار خودروی فرسوده توسط شركت ايران خودرو از رده خارج شده است.

-  ساخت موتورهای كم مصرف : ساخت  موتور هاي كم مصرف با ظرفيت تولید سالانه500 هزار دستگاه از سال 84 شروع و در حال حاضر به اين ظرفيت  رسيده است. 

- توليد خودرو هاي دوگانه سوز :  توليد خودرو هاي دوگانه سوز عمدتا در چهار سال اخير صورت گرفته است. تا كنون بيش از 470 هزار خودروی دوگانه سوز در ايران خودرو توليد شده است. نمودار زير روند توليد اين خودرو ها در سال هاي مختلف را نشان مي دهد.

 

- توسعه ناوگان حمل و نقل عمومي  :  تحويل 100 هزار دستگاه تاكسي و شش هزار دستگاه اتوبوس و ميني بوس اقدام بسيار بزرگي است كه طي چهار سال اخير صورت گرفته است.

- توسعه حمل و نقل ريلي : صنایع ریلی ایران خودرو (ایریکو) بزرگ ترین شرکت سرمایه گذاری صنایع ریلی کشور پس از پیروزی انقلاب اسلامی برای تولید واگن های شهری و بین شهری به شمار می رود. شرکت صنايع ريلي ايران خودرو( ايريكو) در اول دی ماه 1378 با حضور وزير صنايع و معادن در شهرستان ابهر افتتاح شد. ظرفيت نهايي كارخانه اريكو 400 واگن در سال است.

   توسعه صادرات و ايجاد پايگاه هاي توليدي خارج از كشور

  ايران خودرو به عنوان نخستین شرکت از 100 شرکت برتر داخلي در توليد ناخالص ملي، توانسته است در هفت نقطه دنيا پايگاه توليدي احداث کند. گروه صنعتي ايران خودرو به عنوان يکي از 100 شرکت برتر کشورهاي اسلامي و نماينده صنعت ايران در بازار جهاني با تاسيس کارخانجات توليد کننده قطعات خودرو و محصولات، طي هفت سال آينده رقيبي واقعي در بازار بين المللي خودرو خواهد بود. شرکتي که تا سه سال گذشته در فراسوي مرزها چندان شناخته شده نبود اکنون با ظرفيت توليد سالانه يک ميليون خودروی سواري، 50 هزار خودروی تجاري و 400 واگن حمل و نقل مسافر و بار و فروشي بالغ بر 9 ميليارد دلار در سال 86، به واسطه صدور خودرو و حضور در نمايشگاه هاي خارجي ، در بازارهاي جهاني شناخته شده است.

   اين گروه صنعتي که در مهرماه امسال صدور يكصد هزارمين محصول صادراتي خود به بازار جهاني را جشن گرفت.  

ايران خودرو در سال 84 صادراتي معادل150 ميليون دلار، سال 85 معادل 315 ميليون دلار و در سال 86 بالغ بر 510 ميليون دلار (چيزي بيش از مجموع صادرات خود در 40 سال گذشته) داشته و مترصد 700 ميليون دلار صادرات در سال 87 است.

در حال حاضر اين شركت قادر است در هر جاي دنيا پايگاه توليدي را از ابتدا طراحي ، ايجاد و راه اندازي كند.

  ايران خودرو طي چهار سال اخير علاوه بر صدور خودرو به 39 بازار جهاني، در شش كشور جهان شامل ونزوئلا، سوريه، سنگال، آذربايجان، مصر و بلاروس پايگاه توليدي ايجاد كرده و توليد 200 هزار دستگاه از محصولات خود را در پايگاه هاي خارج از کشور تا سال 1395 ، برنامه ريزي کرده است.

 

بهبود خدمات رساني به مشتريان

    در دنياي رقابتي كنوني، صنعت خودرو از جمله صنايعي است كه از چرخه ارزش افزوده مطلوبي برخوردار است. اين چرخه به گونه‌اي است كه از صنعت قطعه‌سازي آغاز  و در پايان با چرخه خدمات پس از فروش تكميل مي‌شود؛گروه صنعتي ايران‌خودرو براي ارائه خدمات هر چه بهتر به مشتريان و شهروندان، هم‌اكنون شبكه‌اي حدود دو هزار سلول را در  قالب نمايندگي‌ها، فروشگاه‌ها و عامليت‌هاي مجاز در سراسر كشور ساماندهي كرده است. اين شبكه علاوه بر اين‌كه به عنوان لايه نهايي صنعت خودرو، موجب اشتغال‌زايي شده است، اين امكان را فراهم آورده است كه هم‌ميهنان بتوانند در اقصا نقاط ايران از خدمات مطلوبي برخوردار شوند.

     شركت تهيه و توزيع قطعات و لوازم يدكي ايران خودرو ( ايساکو)  در آخرين دوره ارزيابى انجام شده توسط شرکت بازرسى کيفيت و استاندارد ايران وابسته به وزارت صنايع و معادن، در دو بخش تعميرگاه ها و مديريت بر وظايف ( ستاد شرکت ) نسبت به دوره هاى قبلى بالاترين امتياز را کسب کرد و بدين ترتيب مقام اول خدمات پس از فروش را به خود اختصاص داد.

   مهمترين رويكرد هاي آتي ايران خودرو در حوزه خدمات پس از فروش عبارتند از : توجه به فرآيندهاي الكترونيكي ،تقويت رويكردهاي توجه به مشتري، تقويت نمايندگي‌ها به عنوان شركاي تجاري ، انطباق با استانداردهاي جهاني ، توجه به مسووليت‌ها و ارزش‌هاي اجتماعي .  

 

توسعه پايگاه هاي توليدي داخل كشور

    دورنماي توان صنعتي ايران خودرو در افزايش ظرفيت توليد با كمك سرمايه‌گذاري بخش خصوصي و خارجي در توسعه  برای ايجاد ظرفيت توليد يك ميليون دستگاه خودرو در سال بوده است كه در پايان سال 87 به اين هدف استراتژيك نايل مي شود. گذشتن از مرز توليد يكصد هزار دستگاه در سايت ايران خودرو خراسان، به بهره‌برداري رسيدن سايت توليدي ايران خودرو تبريز و آغاز عمليات اجرايي ايران خودرو خزر از برنامه‌هاي توسعه ايران خودرو در سال 86 بود. در ادامه سياست هاي گروه صنعتي ايران خودرو در توسعه پايگاه هاي توليدي داخلي طي دو سال اخير اقدامات گسترده اي صورت گرفته است.

 

 

دستاورد هاي زيست محيطي واستاندارد هاي آلايندگي

   ارتقاي استاندارد آلايندگي خودرو هاي توليدي  در سر لوحه برنامه هاي اين شركت  قرار دارد. در كشور ما از ابتداي سال 1381 تا سال  1384 استاندارد يورو يك جاري بوده و طبق مصوبه دولت از سال 1384 تا 1389 استاندارد يورو2 اجباري است. از سال 89 تا 91 استاندارد يورو3 و از سال 91 هم يورو 4 اجباري خواهد شد. با ايجاد بزرگ ترين مركز تست آلاينده هاي خاورميانه تمام محصولات ايران خودرو استاندارد آلايندگي يورو 2 مصوب سازمان حفاظت محیط زیست را تامين كرده اند. در سال 1387 با انتخاب موتورهاي پيشرفته و كم مصرف در محصولات ايران خودرو ، مصرف سوخت خودروها بين 600 تا 700 ميليون ليتر كاهش يافته است كه تاثير بسيار زيادي در كاهش خروج ارز و كاهش آلودگي هوا داشته است. تمام محصولات ايران خودرو استاندارد آلايندگي يورو 2 مصوب سازمان حفاظت محیط زیست و همچنين استاندارد يورو 3 كه از سال 89 اجباري مي شوند را دارا هستند و برخي محصولات استاندارد يورو 4  كه از سال 93 اجباري مي شود را نيز دارند و ايران خودرو در اين مسير فراتر از استانداردهاي موجود  و در راستاي توسعه بازارهاي جهاني عمل مي كند.

 

گسترش كاربرد IT در خودروسازي

   تجربه ايران‌خودرو در تاسيس شركت هاي بزرگ و موفق در حوزه‌هاي مختلف، كمك بزرگي به پويايي اقتصاد و صنعت كشور كرده است. اين بار ايران‌خودرو با تاسيس شركت ايران فاوا گسترش، علاوه بر تامين نيازهاي خود، اقدامي ملي در جهت انتقال دانش فني پروژه‌هايERP ‌و ارائه خدمات پيشرفته فناوري اطلاعات در كشور انجام داده است.

شركت ايران‌فاواگسترش به عنوان شركت IT گروه صنعتي ايران خودرو و با هدف ارائه طيف كاملي از راه‌ حل هاي فناوري اطلاعات در صنايع گوناگون از جمله صنعت خودرو تاسيس شده است.

 

مسووليت هاي اجتماعي ايران خودرو

    کشوري مي تواند پله هاي توسعه را بپيمايد که از درون توسعه يافته باشد و اين در گرو فعاليت همه جانبه طلايه داران صنعت آن کشور و انديشمندان است.  گروه صنعتي  ايران خودرو، به عنوان اصلي ترين رکن صنعت کشور ما ، با درک اين واقعيت مي کوشد تا همچون مجموعه اي توسعه يافته  تعاملي فعال و سازنده با جامعه برقرار کند. در اين راستا کميته مسووليت هاي اجتماعي ايران خودرو از سال 1384 شکل گرفت تا به عنوان عضوي مسوول در جامعه و با اين باور كه ديوني  از جامعه بر دوش ماست،  هدفمند تر عمل نموده و نقش  سازنده تري در توسعه ملي ايفا كند. در راستای این مسووليت هاي اجتماعي كمك به خانواده هاي بي سرپرست ، ايجاد اولين پايگاه اطلاع رساني الكترونيكي چهارزبانه صنعت خودروی كشور  ،  برپايي تور بازديد از کارخانه  ،  برپايي بيش از 30 نمايشگاه  استاني ، گسترش فرهنگ صنعتي ، اشتغال زايي براي حدود 60 هزار نفر به طور مستقيم و براي بيش از يک ميليون نفر به طور غير مستقيم ، همراه با توزيع عادلانه صنعت در کشور، رهاورد توسعه ايران خودرو است.  

 همچنين ايجاد تصفيه خانه هاي آب و فاضلاب، کنترل آلاينده هاي هوا، انتقال کارخانه ريخته گري به خارج از شعاع 120 کيلومتري تهران، نگرش علمي ايران خودرو  و حمايت از  همايش ها و سمينارهاي علمي  و پايان نامه هاي دانشجويي ،  حمايت از فعاليت هاي ورزشي در جامعه از ديگر مسوو ليتهاي اجتماعي اين شركت است . ايران خودرو با ايجاد موسسه فرهنگي ورزشي پيکان( باشگاه واليبال پيکان قهرمان باشگاه هاي آسيا، تيم فوتبال پيکان ، تيم شمشير بازي ، تيم اتومبيلراني) همواره از حاميان و مشوقان عرصه ورزش کشور، بوده است. موسسه فرهنگي ورزشي پيكان در سال 84 هفت مقام قهرماني ، در سال 85 هفت مقام قهرماني و در سال 86 ، 13 مقام قهرماني كسب كرده است.

 

لوح ها و تنديس ها

1.       دریافت تندیس بلورین و بالاترین امتیاز تعالی سازمانی از جایزه ملی بهر ه وري و تعالی سازمان(سال 1386‍)

2.       دریافت تقدیرنامه سرآمدي کشورهاي مسلمان ) Meccawardسال 1386)

3.       رتبه نخست در بین 100 شرکت بزرگ صنعتی کشور براي ششمین سال متوالی  

4.       انتخاب شرکت ایرا ن خودرو براي راهبري طراحی و تولید خودروي اسلامی توسط سازمان کنفرانس اسلامی( سال 1386)

5.       دریافت لوح تقدیر صادرکننده نمونه  براي سه سال متوالي (سال 87)

6.       دریافت تندیس بلورین جایزه ملی بهره وري و تعالی سازمانی ( سال (1385

7.       دریافت تندیس برنزین جایزه ملی کیفیت ایران ( سال 1385)

8.       کسب رتبه هفدهم دربین 180 شرکت خودرو سازجهانی (سال 2007)

9.       دریافت تقدیرنامه براي تعالی از دبیرخانه جایزه ملی بهره وري و تعالی سازمانی(سال 83-84 )

10.   دریافت تقدیرنامه اشتهار در سرآمدي از موسسه استاندارد و تحقیقات صنعتی) سال  83-84 )

11.   کسب رتبه نخست خدمات پس از فروش ) سال هاي 83- 84-85 -87)

+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت 19:32  توسط ابراهيم فدايي  | 

تحقيق و تدوين : ابراهيم فدايي

مقدمه:

    امروزه تمامی شرکتها  به منظور رویارویی با شرایط متحول صنعت خود نیازمند آینده نگری هستند و در این راستا باید خط مشی هایی بلند مدت اتخاذ نمایند.  هر شرکت باید با توجه به چشم انداز، مأموریت، اهداف، شرایط و امکانات داخلی و فرصت ها و تهدیدات محیط خارجی، بهترین خط مشی را برای خود انتخاب نماید.  فضای بازار خودرو ایران به سمت رقابتی شدن حرکت می کند. این امر بدان معنی است که یک شرکت باید نیازها و خواسته های مشتریان یک بازار هدف را شناخته و بتواند در مقایسه با رقبا به آن مشتریان ارزش بیشتری ارائه کند تا مقبول آنان افتد، به شرطی که در بلند مدت هم برای شرکت سودآوری داشته باشد.  تصویر ذهنی، تصور هر فرد یا گروه از محصولات و خدمات یک شرکت است ، که می تواند مثبت یا منفی باشد. تصویر ذهنی مثبت بیانگر رضایت و خرسندی مشتریان از محصولات و خدمات شرکت است. اما تصویر ذهنی منفی نشانگر نارضایتی مشتریان و گرایش آنها به محصولات رقبا است.

  گزارش حاضر چكيده اي از تحقيق درباره تصوير ايران خودرو نزد جامعه در سال 86   است در تحقیق مذكور سعی شده است تا وضعیت تصویر ذهنی ایران خودرو   مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. در ضمن این تصویر با تصویر ذهنی از کل صنعت خودروسازی مقایسه شده است.

  شاخص هاي مورد بررسي در تصوير ايران خودرو بر اساس نتايج تحقيق كيفي و الگوبرداري از سازمان هاي معتبر بين المللي استخراج و روايي و پايايي آن تائيد شده است . ابزار مورد استفاده در اين تحقيق پرسشنامه است كه داراي پايايي 95درصد مي باشد.

   نوع خودروي دارندگان به تفكيك خودرو عبارتند از: 7/50 از محصولات ايران خودرو، 6/34 درصد  از محصولات سايپا و 07/14 درصد ساير خودروها را دارا مي باشند.

  در يادآوري شركتهاي توليد كننده خودرو، 100درصد پاسخگویان شرکت ایران خودرو، 81 درصد سایپا،   49درصد خودروسازان خارجی و 5/27درصد نیز پارس خودرو را در بین شرکت های خودروساز یادآوری کرده اند. از این نظر ایران خودرو جایگاه ممتازی در اذهان ایرانیان دارد .

   در طرحواره هاي شناختي ايران خودرو (تداعي هاي ذهني همراه با نام ايران خودرو ) مواردي كه تداعي شده است عبارتند از : محصولات ايران خودرو ، خدمات رساني و امداد خوب ، عملكرد خوب كاركنان، زيبايي و تنوع ، معروف ترين ، سرمايه و سهام شركت و همچنين برخي از افراد تداعي هايي در خصوص خدمات نامناسب داشته اند.

  براي ترسيم تصوير ذهني مخاطبان از شركت ايران خودرو از مولفه هاي تشكيل دهنده تصوير ذهني استفاده شده كه به عبارتند از:

تكنولوژي و نوآوري1/67 ، سرمايه و سهام 74 ، استراتژي 6/67 ، تبليغات و اطلاع رساني67 ، محصول9/62 ، كاركنان 4/66 ، صادرات 5/65 ، مسووليت اجتماعي 6/66 ، همكاري هاي بين اللملي5/68 ، اعتماد 6/66 ، مشتري مداري 9/65 ، خدمات 2/65 و كل شركت70 درصد مي باشد.

در اين تحقيق تصوير ذهني ايران خودرو درتمام مولفه ها تصوير ذهني از ساير خودروسازان و از كل صنعت خودرو سازي  بالاتر ارزيابي شده است.

تصوير ايران خودرو نزد جامعه در سال 86 برابر با 2/67 از 100 بوده است. روند شاخص تصوير ايران خودرو در حالي كه در سال 82 به زير متوسط رسيده بود از سال 83 روند صعودي پيدا كرد و در سال 86 به 67 از 100 رسيد.

اين ميزان و روند صعودي شاخص تصوير ايران خودرو نتايج رويكردهاي اين شركت از سال 82 تا كنون است كه به صورت همه جانبه در ابعاد مختلف مانند توليد ، صادرات ، بهبود كيفيت ، توسعه خدمات ، ايجاد اشتغال ، توجه به محيط زيست ، تعالي سازماني و توسعه تكنولوژي ، برنامه ريزي استراتژيك و ... مي باشد.

      برررسي تصوير ايران خودرو و صنعت خودروسازي در شهرهاي مختلف حاكي است مردم شهر رشت تصوير بسيار مثبت تري نسبت به صنعت خودرو سازي و ايران خودرو دارند. و مردم شهرهاي تهران و اصفهان ديدگاه منتقدانه تري به اين صنعت دارند. در شهر رشت 76 نمره ايران خودرو از 100 است و در تهران 58.6 و در اصفهان 60.8 است. اين ميزان در شهرهاي مشهد 70.2 ، شيراز 68.2 و در  تبريز 73.8  است.

مشخصات جامعه آماي:

   اين پژوهش به روش پيمايش و با استفاده از پرسش نامه انجام شده است .جامعه آماري شامل كليه افراد 18 سال و بالاتر ساكن در هفت شهر تهران، شيراز، تبريز، مشهد، اصفهان، رشت و اهواز است. از بين جامعه آماري نمونه اي به حجم 5000 نفر به روش تصادفي طبقاتي انتخاب شده است.

67درصد پاسخگويان مرد و 33 درصد آنها زن مي باشد. از اين ميان 8/67 درصد متاهل و 2/ 32درصد مجرد مي باشد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:58  توسط ابراهيم فدايي  | 

 

مدیریت روابط عمومی ها در بیان اهداف بسیار موثر است

تهران- خبرگزاری ایسکانیوز: علیرضا شیری گفت: با توجه به مدیریت بحران، چین در المپیک 2008 متوجه می شویم که مدیریت روابط عمومی ها در بیان اهداف بسیار موثر است.

به گزارش روز سه شنبه خبرنگار باشگاه خبرنگاران دانشجویی ایران "ایسکانیوز"، در آیین پایانی پنجمین کنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران که عصر امروز در مرکز همایش های بین المللی صدا و سیما برگزار شد، علیرضا شیری محقق مرکز مطالعات ارشد تحلیل روانی دانشگاه Effex ضمن اشاره به مدیریت روانی در روابط عمومی برای تیم های روابط عمومی و بررسی انقلابی که روابط عمومی توانست در المپیک 2008 چین و 2012 لندن به ارایه سخنرانی پرداخت.
وی اظهار داشت: چینی ها با تبلیغاتی که در المپیک انجام داده بودند و امکانات ارتباطی و صنایع دیجیتال توانستند افکار عمومی را کنترل کنند و با استفاده از تکنولوژی، رشد اقتصادی و اجتماعی خود را به دنیا نشان دهند.
وی افزود: مدیریت بحران چینی ها بسیار جالب بود، آنها توانستند اوضاع سیاسی را در دست گیرند و نگاه مردم جهان را به چین به عنوان یک کشور دموکرات تغییر دهند.
شیری در ادامه مدیریت بحران چینی ها را با توجه به اصول روانشناسی عمیق بیان کرد و مدیریت و روابط عمومی در تبلیغات آنها موثر بیان کرد هر چند که نقابی بیش نبوده است.
بر اساس این گزارش در ادامه این مراسم قطعنامه پایانی کنفرانس توسط ابراهیم دربانیان مدیر کل روابط عمومی و امور بین الملل سازمان تامین اجتماعی قرائت شد.
همچنین در پایان این مراسم در بخش رسانه ها از خبرگزاری ایسکانیوز به سردبیری مجید محمدپور و خبرگزاری اقتصادی به مدیرعاملی توحید علیخان لو تقدیر به عمل آمد، همچنین در بخش روزنامه از سید عبدالله میرحسینی مدیر روابط عمومی روزنامه تفاهم و اسماعیل کریمیان مدیر مسوول هفته نامه کیمیای ایران تقدیر به عمل آمد.
به گزارش خبرنگار ایسکانیوز، در بخش روابط عمومی ها از مجید رسولی مدیر روابط عمومی سازمان تامین اجتماعی خراسان رضوی، تورج پایمرد عضو هیات رییسه شورای هماهنگی روابط عمومی های استان مرکزی، سید امیر رضا حسینی نژاد مدیر روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی شاهرود، سعید ربیعی نماینده کنفرانس در استان آذربایجان شرقی، محمد قربانی مدیر روابط عمومی شرکت کویرتایر خراسان جنوبی، مهندس شبیر دائمی مدیر روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی گرگان، احمد مظفری مدیر روابط عمومی دانشگاه آزاد اسلامی ساری، مهدی عباسی کارشناس روابط عمومی معاونت فرهنگی اجتماعی منطقه آزاد ارس تقدیر به عمل آمد و لوح سپاس کنفرانس به ایشان اهدا شد.
بنابر گزارش خبرنگار ایسکانیوز در بخش تعالی گران این کنفرانس از عرب زاده مقدم مدیرکل روابط عمومی بانک کشاورزی، محمد عباسپور مدیرکل روابط عمومی بانک صنعت و معدن، شهاب اکبریان مدیرکل روابط عمومی گروه صنعتی انتخاب ( حایر- اسنوا)، مجتبی عبدالحسینی راد مدیر ارتباطات و بین الملل شرکت ایران خودرو، فرشته ضرابیه مدیر روابط عمومی و بازاریابی بانک سامان، مهرداد امین خویی مدیر حوزه مدیریت عامل و روابط عمومی گروه بهمن تقدیر به عمل آمد و لوح سپاس و تندیس این بخش به ایشان اهدا شد.
همچنین در پایان این کنفرانس گواهینامه پنجمین کنفرانس بین المللی روابط عمومی ایران به شرکت کنندگان اهدا شد

+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم آبان 1387ساعت 18:56  توسط ابراهيم فدايي  | 

آموزش و پرورش ، دانایی و توسعه

مقدمه

   مردی وارد بانکی در نیویورک شد و برای انجام سفری دو هفته ای به اروپا ، تقاضای وامی 2000 دلاری کرد . مسئول قسمت وام از مرد می پرسد که چه وثیقه ای در اختیار بانک می گذارد . مرد به رولزرویس خودش که جلو بانک پارک شده بود اشاره می کند و کلیدهای آن را به مسئول وام می دهد . مرد وام را دریافت می کند و پس از دو هفته برای بازپرداخت آن به بانک مراجعه می کند و از مسئول وام می پرسد : چه مبلغی بدهکار است که آن را بپردازد . مسئول وام می گوید : بدهی او 2000 دلار اصل وام است به اضافه مبلغ 46/15 دلار بابت بهره آن . مرد مبلغ 46/2015 دلار را به مسئول وام می پردازد و پس از تحویل گرفتن کلیدهای رولزرویس خویش قصد رفتن میکند . مسئول وام به او می گوید من سوابق شما را که بررسی می کردم متوجه شدم  شما مولتی میلیونر هستید چطور شد که به چنین وام کوچکی نیاز پیدا کردید ؟ مرد در پاسخ به او می گوید : درکجای شهر نیویورک  می توانستم ماشینم را به مدت دوهفته با هزینه ای معادل 46/15 دلار پارک کنم ؟

  مرد این داستان واقعی ، « دانایی » خود را بکار گرفت ، یعنی قابلیت و استعداداقدام و عمل کردن را . او بدون تردید ارزش دانایی را می دانست و خود واجد آن ویژگی هایی بود که در تعریف دانایی مطرح است :

       "  هوش ، دانش ، عقلانیت و کاربرد آن در امور مختلف آموزشی که دانایی می آفریند .  "

 

  از ارسطو نقل می شود :

  انسانها پنج نوع دانایی دارند :

·     اپیستمه یا شناخت علمی

·     توانایی عملی

·      خرد شهودی

·     سوفیا(  Sophia) یا حکمت نظری

·      حکمت زندگی هر روزه ، که این دانایی مبنای بقیه است یعنی چطور میان جمع زندگی کردن

  دانایی ، به معنای حکمت زندگی هر روزه قابل اطلاق به فرد ، بنگاه ، شهر ، ملت ، دولت و کشور است ، و آن عقلانیتی است که امکان حیات و بقا در میان جمع را می دهد . دانایی همچون آتش ، دارای خاصیت « گسترش یابندگی کامل » است .

توماس جفرسن »گفته است :

« آن کس که معرفتی از من دریافت میکند ،بدون آن که سهم مرا از آن کاهش دهد ، از آن بهره می گیرد ، همان گونه که اگر کسی شمع خود را با شمع من روشن کند ، بدون آن که مرا در تاریکی فروبرد ، از روشنایی و نور برخوردار میشود .»

   برخلاف کالاهای مادی که ماهیتی محدود و پایان پذیر دارند ، ارزش دانش و دانایی درجریان مصرف آن ، کاهش نمی یابد و می توان به دفعات آن را مورد استفاده قرار داد . بنابراین بازده اجتماعی سرمایه گذاری در تولید دانش ، با انتشار آن به شدت افزایش می یابد .

  بعضی از جوامع پیشرفته امروز ،بسیار زودتر از دیگر جوامع ، آموزش را توسعه داده و همگانی کرده اند . در کشور آلمان ( پروس) از سال 1763 یعنی بیش از 240 سال پیش ، تعلمیات اجباری برقرار شده است و درکشور ژاپن در سال 1872 یعنی 135 سال پیش آموزش اجباری شد . نقش این عامل ، یعنی گسترش و همگانی کردن آموزش را در توسعه اقتصادی و تکنولوژیکی این دو کشور ، نمی توان دست کم گرفت .

  پژوهش های معتبر نشان داده اند که افزایش آموزش کل نیروی کار یک جامعه به میزان یک سال ، تولید ناخالص داخلی را 9 درصد افزایش می دهد و این تاثیر برآهنگ رشد تا 3 سال متوالی همچنان صادق است ،یعنی استمرار افزایش آموزش  نیروی کار جامعه به مدت 3 سال متوالی ، تولید ناخالص داخلی را 27 درصد بالا می برد . بعد از این 3 سال ، با افزودن هریک سال دیگر به آموزش نیروی کار جامعه ، تولید ناخالص داخلی سالانه 4 درصد افزایش می یابد و این تاثیر تا 3 سال دیگر هم صادق است یعنی استمرار افزایش آموزش نیروی کار جامعه به مدت 3 سال دیگر ، تولید ناخالص داخلی را 12 درصد افزایش می دهد .

  مهمترین عامل توسعه پایدار بسیاری از کشورها ، به ویژه کشورهای اسکاندیناوی بعد از 1870 و اقتصادهای آسیای شرقی بعد از جنگ دوم جهانی ، آموزش بوده است ، بعد از آموزش ، عوامل موثر دیگر عبارتند از سیاستهای برون نگر و رقابت . این که آموزش ، منشاء رشد وتوسعه کشورهاست ، نباید عجیب به نظر آید چرا که کیفیت کار، یعنی کیفیت استفاده از سرمایه ، عامل رشد سریع تولید ملی است و از سوی دیگر ، کیفیت نیروی کار انسانی در تمام سطوح، از کارگر ساده تا مدیریت عالی ،با آموزش ارتقا پیدا میکند .

 

                      

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 16:41  توسط ابراهيم فدايي  | 

الف - وجه تسميه درياي خزر و حواشي تاريخي آن

 

خزر ها قومي ساكن ساحل جنوب غربي درياي قزوين بودند كه بعد ها تقريباً سراسر ضلع غربي آن را اشغال كردند. آنها به ظن قوي از اقوام بخش شرقي درياي مزبور بودند و در قرن دوم ميلادي به سمت جنوب يا شمال آن دريا كوچيده و در بخش مناسبتر و معتدلتر آن كه جنوب غربي بود، استقرار يافته بودند. مدت هاي مديدي با فرهنگ و زندگي شباني و كوچي زندگي كردند، ولي رفته رفته متمكن و تثبيت شدند و منطقه اي را از جنوب غربي درياي قزوين تا جنوب ولگا به نام خويش موسوم نمودند. از آنجا كه هنوز خوي تمدن و شهر نشيني نيافته بودند، دين و آئين پيشرفته اي نداشته و اغلب به شمنيزم و آنيميسم و محتملاً ميترائيسم گرايش داشتند.

پس از آنكه تاريخ دوران اسلامي ايران آغاز شد، سپاهيان مشترك عرب و ايراني بار ها با خزر ها درگير شدند. در سال 71 هجري قمري سپاه محمد بن مروان كه از طرف عبدالملك خليفه اموي مأمور سركوب خزرها و دفع فتنه و آشوب آنها شده بود، مغلوب ايشان گرديد و خزرها ارمنستان را اشغال كردند. اما 40 سال بعد، پسر همين فرمانده به نام مروان بن محمد نيروي اصلي خزر ها را نابود ساخت و پيمان صلح سركرده آنها را كه درخواست مسلمان شدن داشت، پذيرفت. در اين زمان بخشي از خزرها مسلمان و بخشي ديگر يهودي و عده اي هم تحت تأثير روم شرقي مسيحي بودند. اما اسلام آنها چندان نپاييد و با ارتباط بيشتر دولت روم شرقي با ايشان، كه بويژه با ازدواج دختر خاقان خزرها با كنستانتين پنجم وليعهد لئوي سوم امپراتور روم نزديكتر گرديد، مسيحيت به عنوان عنصر غالب فرهنگي خزرها شناخته شد. تاخت وتاز غارتگرانه خزرها تا قرن ها بعد نيز ادامه يافت و در زمان هارون الرشيد حتي تا منتهي اليه شرقي ايران يعني ماوراءالنهر كشيده شد و مردمان بسياري را از آرامش و امنيت محروم ساخت. با قدرت گرفتن اقوام اسلاو- طوايف مختلف روس- خزر ها خود را از هر سو در مخاطره يافتند، و بتدريج از صحنه تاريخ محو گرديدند.

در زمان رضاخان پهلوي با توجه به اين كه وي از اهالي مازندران بود، در برخي از كتب درسي كوشش ناموفقي به عمل آمد تا نام «درياي مازندران» را جايگزين نام درياي خزر سازند، ولي در همان هنگام در اغلب نقشه هاي جغرافيايي و نوشته هاي روشنفكران و روزنامه نويسان، كماكان نام درياي خزر به كار برده مي شد و امروز نيز يگانه نام آن دريا، همين است.

ب - مازندران نامي آشنا و ايراني، نه خزر! نامي مجعول و غير ايراني

 

درياي شمال ايران در گستره تاريخ همواره به يکي از نام هاي ايراني معروف بوده است و در آثار اغلب مورخان معروف ايراني از اين دريا به دو نام درياي تبرستان (طبرستان) يا درياي مازندران نام برده شده است. آمدن هر دو نام در دايره المعارف هاي معتبر ، مهر تاييدي بر ايراني بودن اين دريا در طول تاريخ بوده است.

اما خزر در هيچ کدام از نام هاي قديمي دنيا نيامده است و از دوره قاجار اين نام مجعول و غير ايراني مرسوم گشته و وارد بعضي اسناد رسمي از جمله قراردادهاي ننگين گلستان و ترکمنچاي شده است. خزر نامي است برگرفته از قوم خزر که در بخش شمالي دريا ساکن شده اند و قومي غير ايراني و ستيزه جو و مهاجم و هر از گاهي به شهرهاي ايران و ارمنستان و آذربايجان که جزو قلمرو ايران بودند هجوم مي آوردند. اين قوم که بعدها به يهوديت گرويدند حتي بعد از ظهور اسلام بر عليه ايران و ايرانيان جنگهاي خونين براه انداخته اند و در هزار سال پيش در سده دهم ميلادي به دست روسها نابود شده اند و بازماندگان آنها منطقه را ترک کرده و امروزه بسياري از يهوديان آمريکا و اروپاي شرقي و فلسطين اشغالي از اخلاف همان خزران يهودي هستند.يکي از نويسندگان در اين زمينه در مقاله خود آورده است: نکته بسيار در خور توجه در کتاب خزران "کستار" اين است که تقريباً بيش از 90 درصد يهوديان امروز اروپا و آمريکا از تبار همار خزران بوده و ربطي به اسباط دوازده گانه قوم بني اسرائيل ندارند و از شگفتي هاي روزگار آن که به اذعان "کستار" يهودي، همين گروه از يهوديان خزرتبارند که از يک قرن پيش با زمينه سازي هاي تبليغاتي صهيونيست ها، به ويژه پس از جنگ جهاني دوم، از اروپا به سوي فلسطين سرازير شده و با ادعاي رسيدن به ارض موعود، کشور اسرائيل را تاسيس کردند. اين رسالت مورخان و محققان و استادان تاريخ و جغرافياي ايران است که روشن کنند منشاء پيدايش و انتخاب نام خزر براي درياي مازندران و يا به قول عربي ها درياي کاسپين چه بوده و اين نام از چه تاريخي در شناسنامه اين دريا به ثبت رسيده و به رسميت شناخته شده است.و جاي بسي شگفتي است که در دولت گذشته نام خزر بصورت رسمي به جاي مازندران انتخاب و طي بخشنامه اي ابلاغ شده است. اين تغيير پس از تصويب در جلسه کميته تخصصي نام گذاري و يکسان سازي نام هاي جغرافيايي ايران در تاريخ 1381.9.18 طي بخشنامه اي به تاريخ 1381.10.30 و به شماره 54864 توسط جناب آقاي محمد رضا عارف معاون اول رييس جمهور به کليه وزارتخانه ها، سازمانها و موسسات دولتي، نهادهاي انقلاب اسلامي و استانداريهاي سراسر کشور ابلاغ مي شود. در مصوبه کميته مذکور چنين آمده است:  "جهت جلوگيري از هرگونه سوء تفاهم احتمالي و جلوگيري از تشتت آراء در زمينه نام پهنه آبي شمال کشور، از نام "خزر" در داخل کشور و Caspian در متون خارجي قراردادها و معاهدات بين المللي استفاده گردد."

 

ج - نامهاي يک دريا

 

در هفته گذشته مرکز پژوهشهاي مجلس ايران خواستار تعويض نام درياي خزر شد.

دفتر مطالعات مرکز پژوهشهاي مجلس در پاسخ به پرسش يکي از نمايندگان مجلس در مورد نام خزر و تذکر نسبت به نامناسب بودن اين نام، تصريح کرد که در سطح بينالمللي اين دريا به نام کاسپيان شناخته ميشود و اعراب نيز آن را به صورت بحرالقزوين که عربي شده همان کلمه کاسپيان است ميشناسند و تنها در ايران از کلمه “خزر” براي ناميدن اين درياچه استفاده ميشود.

مرکز پژوهشهاي مجلس ايران توضيح داده است که برخلاف تصور رايج، خزر معادل فارسي کلمه کاسپيان نيست.

کاسپيان و خزر، هر دو برگرفته از نام قومها و مردماني هستند که در گذشته در کنار اين بزرگترين درياچه جهان زندگي ميکردند.

 

 

 

 

ü  سابقه تغييرات

مرکز پژوهشهاي مجلس به سابقه تغيير نام اين دريا در سالهاي اخير و دوران معاصر نيز اشاره کرده است. نخستين تغيير نام آن در دوران معاصر در سال ۱۳۷۵رخ داد که بر اساس مصوبه هيات وزيران با تاکيد بر هويت ايراني دريا، نام پهنه آبي شمال کشور از درياي خزر به درياي مازندران تغيير داده شد. اما در اواخر سال۱۳۸۱نام اين دريا مجدداً به درياي خزر تغيير يافت.

 

ü  خزرها و کاسپيها 

اما نکتهاي که تعدادي از منتقدان استفاده از نام خزر بر آن تاکيد ميکنند، مربوط به دو قوم خزر و کاسپيان ميشود. قوم خزر يکي از اقوامي بوده که در کرانه شمالي اين دريا زندگي ميکرده اند. مرکز پژوهشهاي مجلس در مورد قوم کاسپ که نام کاسپيان از آن ميآيد، ميگويد که آنها اقوامي ايراني بودهاند که پيش از آمدن آرياييها به ايران در اين فلات ساکن بودهاند و جزو اقوام بومي ايران از هزارههاي دور به حساب ميآيند. برخي از منتقدان از اطلاق نام خزر به اين دريا به اين دليل ناراضياند که معتقدند قوم خزر در طول تاريخ به قومي مهاجم و خونريز مشهور بوده است.

برخي مورخان معتقدند خزرها در قرون مياني ميلادي به اروپا مهاجرت کردهاند و ديگر نشاني از آنها در کنار درياي خزر ديده نميشود.

آرتور کستلر، نويسنده و محقق در کتاب خزران (کستلر، آرتور، خزران، محمدعلي موحد، تهران، انتشارات خوارزمي،۱۳۶۱) مينويسد که يهوديان اشکنازي نوادگان يهوديهاي خزر هستند که پس از سقوط امپراتوري خزر در قرن سيزدهم ميلادي، به اروپا نقل مکان کردند.

 

د - نتيجه گيري

 

 عليرغم گزارش فوق در مورد اصل و نسب اقوام خزر و تمدن و توحش آنان؛ با توجه به اينكه واژه كاسپين داراي عناصر ساختواژه انگليسي است (ian-) و از طرفي به لحاظ كوتاه تر بودن، واژه خزر كه داراي دو بخش است نسبت به واژگان كاسپين و مازندران كه مطول و به نوبت داراي سه و  چهار بخش مي باشند ارجحيت دارد و نيز از آنجاكه تركيب درياي خزر در ميان ايرانيان نسلهاي متمادي است كه مرسوم گشته و بسياري از شركتهاي معروف نيز از نام خزر استفاده مي كنند (خزر خز، پارس خزر، قاينار خزر و غيره) لذا پيشنهاد ميشود از نامهاي مهجور و نامأنوس پرهيز كرده و از همان نام خزر كه در ميان ايرانيان متداول تر است استفاده گردد.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 16:39  توسط ابراهيم فدايي  | 

 

جايزه ملي كيفيت برپايه مدل سرآمدي جايزه كيفيت اروپا يا (EFQM) پايه ريزي گرديد. لذا شركتهاي برگزيده ايراني بايد براساس مدل مذكور پاي در مسير تعالي نهاده باشند و شواهدي دال بر اهتمام، اشتهار يا دستيابي به سرآمدي در سطوح مختلف ارائه كنند.

نكته حائزاهميت آن است كه جايزه كيفيت اروپا از 9 معيار اصلي تشكيل گرديده است.


       بنابراين، اگرچه اسم جايزه، جايزه ملي كيفيت ايران است اما سازمان متقاضي بايد دركل حوزه هاي مذكور برنامه ريزي كرده و در مسير تعالي قرار گرفته باشد. به عبارت ديگر، كيفيت خروجي سازمان براي مجموعه ذينفعان مدنظر قرار خواهد گرفت. اين ذينفعان شامل مشتريان، جامعه، كاركنان، شركاي تجاري (بويژه پيمانكاران) و صاحبان سهام هستند. به عبارت ديگر، مدل انتخاب شده سازمان را در مسير رشدي متوازن در تمام بخشها قرار خواهد داد. مدل مذكور 1000 امتياز را براي سازماني فرضي كه در اوج تعالي قرار گيرد، درنظر گرفته كه اين امتيازات به شكل زير در معيارهاي اصلي تقسيم گرديده اند:


1 - رهبري 100

2 - خط مشي و استراتژي 80

3 - منابع انساني 90

4 - شركاء و منابع 90

5 - فرايندها 140

6 - نتايج مشتريان 200

7 - نتايج منابع انساني 90

8 - نتايج جامعه 60

9 - نتايج كليدي عملكرد 150

 


     سازماني كه داوطلب جايزه ملي كيفيت ايران باشد بايد موفق به كسب نتايج متوازن و تثبيت شده براي حداقل 3 سال متوالي باشد تا بتواند خود را در بين سازمانهاي برتر مطرح سازد. اين مهم موجب مي گردد تا بخش مهمي ازنقاط ضعف سازمانهاي ما كه تقريباً همه استادان مديريت كشور به آن اعتقاد دارند با حساسيت خاصي موردتوجه مديران قرار گرفته واميد به رفع اين نقاط در سازمانهاي مذكور تقويت گردد.

   جايزه كيفيت اروپا براي هر معيار تعدادي زير معيار نيز درنظر گرفته كه اجزاي معيار اصلي بوده و سازمان سرآمد بايد به اين زيرمعيارها توجه كافي كرده باشد و هر زيرمعيار نيز خود ازطريق نكات راهنمايي تبيين گردند.

      بدين ترتيب، خود مدل راهنمايي هاي ارزشمندي را براي تفهيم سرآمدي به مديران فراهم مي آورد. آنچه در اين ميان حائزاهميت است تشويقي است كه درنتيجه وجود جايزه ملي كيفيت پديد آمده و موجب   مي گردد تا سازمــــــانهاي كشور حداقل با اجزاي تشكيل دهنده يك سازمان سرآمد آشنا گرديده و درصورت تمايل خود را نسبت به اين اجزا ازطريق ابزار خودارزياب محك زنند. درك اين موضوع كه سرآمدي مقوله اي ساده و ارزان قيمت نيست مهمترين نكته اي است كه مديران كشور با مطالعه مدل به آن آگاه     مي شوند و مديراني كه تصميم خود را به حركت در مسير سرآمدي اخذ كرده اند درك خواهندكرد كه مقوله سرآمدي با اخذ استانداردهاي مديريت كيفيت بسيار متفاوت خواهدبود.

     توجه به اجزاي مدل كمك مي كند تا مديران از طريق مكانيسم خود ارزيابي نقاط ضعف سازمان را شناسايي و درجهت بهبود اين نقاط برنامه ريزي كنند و لذا اگر فرض را بر ضعف اساسي اكثر سازمانهاي متقاضي در بعد رهبري و استراتژي و خط مشي يا حوزه منابع انساني گذاشته و همچنين نقاط ضعف در حوزه هاي ديگر مدل نيز براي سازمانهاي كشور شفاف گردند، با عنايت به اين امر كه متقاضيان جايزه، عمدتاً از سازمانهاي خوب و تاثيرگذار بر صنعت و خدمات داخلي هستند مي توان اميدوار بود كه به تدريج شاهد رشد سازمانها در حوزه هاي پيش گفته باشيم كه اين خود بزرگترين دستاورد جايزه ملي كيفيت ايران خواهدبود. براي روشن شدن موضوع فرض كنيد سازماني علاقه مند به تعالي است، لذا بايد حوزه خط مشي و استراتژي به چهار زير معيار ذيل توجه كافي داشته باشد:


- خط مشي و استراتژي بر نيازهاي حال و آينده ذينفعان مبتني باشد؛

- خط مشي و استراتژي بر اطلاعات حاصل از اندازه گيري عملكرد، تحقيقات، يادگيري و فعاليتهاي بيروني مرتبط مبتني باشد؛

- خط مشي و استراتژي مورد بازنگري قرار گرفته و به روز شود؛

- خط مشي و استراتژي ازطريق چارچوبي از فرايندهاي كليدي در سازمان اشاعه داده شده و جاري گردد.

    مديري كه مي خواهد به جايزه ملي كيفيت ايران دست پيدا كند در كنار ساير معيارهاي مدل بايد جهت پاسخگويي به معيار خط مشي و استراتژي اثبات كند كه حركتهاي سيستماتيك را در ارتباط با زيرمعيارهاي فوق آغاز كرده و نتايج مناسب آن را نيز در هر مرحله به دست آورده است. اين موضوع فارغ از دستيابي سازمــــــان به جايزه قطعاً نظام برنامه ريزي استراتژيك را در سازمان، مستقر يا توسعه خواهد داد به اين ترتيب جايزه ملي كيفيت موجبات تقويت نقاط ضعف سازمانها را به منظور رشدي متوازن فراهم مي سازد.

نكته حائزاهميت ديگري كه بايد بدان توجه كرد، مدل انتخاب شده براي جايزه ملي از منطقي قوي براي ارزيابي سازمان در مسير سرآمدي بهره مي برد كه به منطق رادار(
RADAR) مشهور است. تجهيز سازمانها به ابزارهاي خودارزيابي كه بر اساس اين منطق شكل گرفته، مزيتي ارزشمند براي آن به وجود آورده تا در هر زمان از وضعيت خود در مسير رشد متوازن و تعالي آگاه بوده و خود را نسبت به ميزان پاسخگويي كامل به ذينفعان موردسنجش قرار دهند. رادار تشكيل شده از حروف اول كلمات زير است:

 

·        RESULTS

·        APROACH

·        DEPLOYMENT

·        ASSESS

·        REVIEW

 

و اين بدان مفهوم است كه يك سازمان سرآمد در ارتباط با هريك از اجزاي سرآمدي  بايد نتايج عملكرد خود را با خصوصيات مدل، ارائه كند. اما اين نتايج بايد ناشي از منطقي شفاف و قابل قبول باشد.

    آشنايي مديران سازمان با اين منطق نگرشي ارزشمند را در سازمان به ارمغان خواهدآورد كه در صورت به كارگيري، آثار مثبت زيادي را به همراه خواهد داشت. اين منطق، مديران را در شناسايي دقيق نقاط بهبود سازمان كمك كرده و موجب مي گردد تا منابع درجايي صرف شوندكه بيشترين آثار را بر رشد متوازن سازمان دارد. اگر در سازماني در تمام بخشهاي يك سازمان چنين منطقي به كار گرفته شود، سازمان در مسير تعالي، مي تواند گامهاي خود را به سمت سرآمدي با استحكام هرچه تمامتر برداشته و به پيش روند.

   بدين ترتيب، جايزه ملي كيفيت ايران مشوقي است تا مديران كشور با فرهنگ سرآمدي آشنا شده و در صورت فراهم بودن شرايط اوليه حركت خود را به سرمنزل تعالي آغاز كنند. بديهي است سازمانهايي كه ازتعالي فاصله زيادي داشته و اصولاً زيرساخت لازم را براي تعالي نداشته باشند، نمي توانند از اين مدل به خودي خود استفاده كرده و لازم است تا ابتدا با انجام فرايند عارضه يابي سازماني به امراض سازمان پي برده و با تعــريف پروژه هاي بهبود گام اول را جهت آماده سازي سازمان خود براي تعالي بردارند. به همين دليل جايزه كيفيت اروپا در سطوح سرآمدي پايين تر از حدود 100 امتياز دقت خوبي را در ارزيابي نقاط ضعف سازمان فراهم نمي آورد.

+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم دی 1386ساعت 18:12  توسط ابراهيم فدايي  | 

بسمه تعالي

 

 

 

 

روشهاي تحقيق در علوم رفتاري

 

 

با تاکيد بر

 

 

پژوهشهاي آموزشي

 

 

دکتر عليرضا يوسفي


بسمه تعالي

در عصري زندگي مي کنيم که عصر انفجار اطلاعات لقب گرفته است. سرعت توليد دانش و اطلاعات اعجاب برانگيز شده است. در پرتو دانش جديد قدرت انسان در توصيف ، پيش بيني و کنترل پديده هاي پيرامون خود به نحو حيرت آوري افزايش يافته است.

يکي از عمده ترين وجوه تمايز بين دنياي قديم و دنياي جديد همين سرعت رشد دانش و اطلاعات است. شايد اين سئوال براي شما مطرح باشد که دليل رشد انفجار آميز دانش در عصر جديد چيست؟

اين سئوال به يقين پاسخ واحدي ندارد و از جنبه هاي متفاوت قابل بحث است؛ اما يکي از مهمترين دلايل آن را بايستي در دگرگوني روش کسب دانش و وضع منطق علمي جديد جستجو کرد. منطق نوين علمي که تحت عنوان روش علمي درباره آن شرح بيشتري خواهيم داد از عمده ترين دلايل شتاب گيري تحولات علمي در عصر جديد محسوب مي شود. قبل از ورود به تفصيل بيشتر درباره روش علمي به عنوان روشي معتبر و مقبوليت يافته براي کسب دانش ، بي مناسبت نيست اشاره کوتاهي داشته باشيم به ساير روشها و منابع کسب دانش که در طول تاريخ تمدن انسان مورد استفاده بوده است و هنوز نيز مورد استفاده مي باشد.

روشها و منابع کسب دانش

1- منبع وحي :

 با ظهور اديان الهي و کتابهاي آسماني آموزه هاي ديني برگرفته شده از تعاليم پيامبران و وحي الهي از معتبرترين منابع کسب معرفت درباره انسان و جهان و زندگي و حيات پس از مرگ و مناسبات اجتماعي و قواعد اخلاقي بوده اند.

معرفت ديني برگرفته شده از منبع وحي در نزد مومنان به آن دين معرفتي يقيني و غير قابل مناقشه محسوب مي شود.

2- تجربه شخصي :

از آشناترين روشهاي کسب معرفت تجربه هايي است که به نوعي در مواجهه با مسائل گوناگون داشته ايم و يا در پي پاسخ به سئوالاتمان از تجربه ديگران سود جسته ايم.

بسياري از عقايد و باورهاي افراد که نقش اساسي در زندگي ايفا مي کند از اين منبع ناشي مي شود. اين روش کسب دانش گر چه راه سودمندي است، اما استفاده غير نقادانه از اين روش ممکن است نتايج درستي در بر نداشته باشد.

در گزارش تجربيات شخصي احتمال اشتباه زياد است. افراد معمولا در گزارش تجربيات شخصي خود آنچه را که با آن موافق نيستند و يا تمايلي به آن ندارند حذف مي کنند. پيشداوريها ، استناد به ملاکهاي غير معتبر، فقدان عينيت، در نظر نگرفتن کليه عوامل مرتبط، از جمله مواردي است که موجب کم اعتباري تجربه شخصي
 مي شود.

3-      افراد معتبر :

جستجوي معرفت در گفته ها و آثار افراد معتبر سنت ديرپايي است و در بعضي مقاطع تاريخ تمدن بشر تخطي از آن جرمي بزرگ محسوب مي شده است. افراد معتبر به کساني اطلاق مي شود که تصور مي شود از نبوغ فراواني برخوردارند و تجربيات وسيعي در مواجهه با مشکلات دارند.

سيطره طولاني افرادي چون افلاطون و ارسطو بر انديشه هاي اجتماعي و سياسي و اخلاقي و عملي در جهان غرب از سنخ اين نوع معرفت جويي محسوب مي شود.

در کشور خود ما نيز افرادي چون فارابي و ابن سينا و .... از چنين موقعيتي برخوردار بوده اند. استناد به
 راه حلهاي دانشمندان و افراد معتبر در هنگام مواجهه با مسايل، راه معقول و مفيدي به نظر مي رسد. اما پذيرش غير نقادانه اين نظريات و يا منحصر کردن پاسخ سئوالات به انچه افراد معتبر ذکر کرده اند، توسعه دانش را محدود خواهد کرد.

4-  سنتها :

بسياري از معارف يا باورهاي عمومي که اساس زندگي جمعي و روابط افراد را تشکيل مي دهند از طريق سنتها حاصل شده است. آنچه امروز به نام فرهنگ از آن ياد مي شود در واقع مجموعه آداب و سنن و رفتارهايي است که در زندگي فردي و گروهي جوامع ظاهر شده اند. ويژگي اين نوع معرفتها در اين است که به تدريج و
غير ارادي آموخته شده اند و با تائيد جامعه اين يادگيريها تقويت و پايدار گشته اند و به صورت عادت
 در آمده اند

عادت فرهنگي که بخش عمده اي از اطلاعات افراد را تشکيل مي دهند، زندگي فرد در جامعه هم فرهنگ خود را سهيل مي کنند. اين عادت فرهنگي ممکن است مثبت و تسهيل کننده يک جامعه باشد ويا بعضي از
جنبه هاي آن فاقد اين خصوصيت باشد. اين نوع معرفتهاي فرهنگي و اخذ شده از سنتها به دليل اينکه غير عمدي و غير نقادانه پذيرفته شده اند، معمولا سخت مورد ارزش سنجي قرار مي گيرند و به کندي تغيير مي يابند.

5- استدلال قياسي[1] :

استدلال قياسي در واقع منطق کهن محسوب مي شود. اين روش توسط ارسطو ابداع و عرضه شد. استدلال قياسي در واقع فرايند فکري را شامل مي شود که تصور مي شود از خطاهاي تفکر در نتيجه گيري جلوگيري کند.

در استدلال قياسي حرکت از مقدمات کلي صحيح به سمت استنتاجات جزيي صورت مي گيرد يا به تعبيري از دانسته ها به سمت مجهولات حرکت مي شود.

کتابهاي نگارش يافته در زمينه منطق صوري، مملو از توضيح انواع قضايايي است که در اين منطق به کار گرفته مي شود. استدلال قياسي و يا منطق صوري ساليان دراز روش منحصر کسب دانش در حوزه هاي علمي گوناگون بوده است.

اين روش کمکهاي فراواني در توسعه دانش داشته است، اما محدوديتهاي اساسي نيز دارد که از جمله مهمترين آنها عبارتند از :

الف : جزيي بودن نتايج

ب : برگرفته شدن نتايج از مقدمات، که طبعا در صورت بي اعتباري مقدمات، نتايج نيز بي اعتبار خواهد بود. در اين نوع استدلال، آزموني براي بررسي اعتبار مقدمات روشي وجود ندارد و در واقع مقدمات از مفروضات مسلم محسوب مي شوند. استدلال قياسي از اين بابت نيز مورد انتقاد قرار گرفته است که٭ نتايج به نوعي تحصيل حاصلي مي باشند که قبلا در مقدمات وجود داشته اند.

ج : وابستگي استدلال قياسي يا منطق صوري به نمادهاي کلامي يا صحت ظاهري قضايا و تبعا بي توجهي به محتواي قضايا.

ابداع سمبلهاي رياضي و غير کلامي براي منطق توسط افرادي چون آلفرد نورث وايتهد و برتراندراسل و برخي دانشمندان ديگر در قرون اخير که تبلور آن را در رياضيات جديد مي بينيم به توسعه منطق در عصر جديد کمک شاياني کرده است و کماکان حضور آن را در تحولات حفظ کرده است.

6 – استدلال استقرايي[2] :

استدلال استقرايي به عنوان يکي از روشهاي کسب دانش شايد عکس العملي در قبال روش قياسي محسوب شود که توسط فرانسيس بيکن[3] عرضه شد.

در روش استقرايي بر عکس روش استدلال قياسي که نتايج از مقدمات حاصل مي شد تاکيد بر اين است که نتيجه گيري بايستي حاصل تجربه و مشاهدات مستقيم باشد، يعني از مشاهده و انباشتن جزئيات بايستي به نتايج کلي برسيم. توضيح بيکن در روش استقرايي اين است که وقايع طبيعي بايستي به دقت مشاهده شوند و مورد تجربه قرار گيرند و کليه مشاهدات جمع آوري گردند و سپس با مطالعه مشاهدات گرد آوري شده به نتيجه گيري کلي برسيم. بيکن با تقدم تدوين فرضيات بر مشاهدات موافق نيست. روش بيکن به عنوان استقراء تام يا استقراء کامل شهرت يافته است.  از اين روش به عنوان تجربه گرايي محض[4] نيز ياد شده است. شايد بي توجهي و بي قدرتي مشاهدات و ذهن گرايي افراطي قبل از رسانس دليلي بر اصرار بيکن بر بنا نهادن نظريات علمي بر پايه مشاهدات صرف است.

گرچه جمع آوري مشاهدات در يک فعاليت علمي امري ضروري به نظر مي رسد اما هيچگاه محقق فرصت و امکان اين را ندارد که درباره  موضوعي، کليه مشاهدات را فراهم نمايد، از اينرو اين محدوديت اساسي  در روش استقرايي موجب خواهد شد که حصول نتايج معتبر دشوار گردد. ضمن اينکه مشاهدات صرف ، بدون وجود فرضياتي که مقدم بر مشاهدات باشد و مشاهدات را هدايت کند ، چندان ممکن به نظر نمي رسد.

 

7- روش علمي[5] :

به کارگيري روش علمي که از ابداعات عصر جديد تمدن بشر محسوب مي شود به چارلز داروين[6] زيست شناس انگليسي نسبت داده مي شود.

اين روش با مطالعه شيوه کار دانشمندان در تدوين نظريات علمي و بررسي روشهاي گوناگون کسب معرفت توسط فيلسوفان معاصر تنظيم شده است. روش علمي ترکيبي از دو روش قياسي و استقرايي است که عناصر مثبت اين دو روش را حفظ کرده است و محدوديتهاي اين دو روش را ندارند.

روش علمي در واقع تلفيق هوشمندانه اي از فعاليتهاي ذهني و تجربيات عيني و يا ترکيبي از نظريه پردازي و آزمون واقعي نظريات است. آنچه امروز به نام علم[7] از آن ياد مي شود به دليل وسعت معاني و گستردگي مصاديق، مفهوم چندان روشني ندارند. تشريح روش علمي و بيان هدف علم احتمالا به درک مفهوم روشنتري از علم ياري خواهد کرد.

از فيلسوفان عصر جديد که در توضيح و تشريح روش علمي و انتظام بخشيدن به آن کوشيده اند
 مي توان از جان ديويي
[8] فيلسوف و مربي تعليم و تربيت امريکا نام برد.

وي از روش علمي به عنوان روش حل مساله[9] ياد مي کند و معتقد است اين  روش منطبق با فرايند تفکر انسان است. وي بر خلاف باور سنتي که تفکر را صرفا امري ذهني تلقي مي کند، معتقد است تفکر صرفا شامل آنچه در ذهن  اتفاق مي افتد نيست، بلکه آزمون عقيده و عمل بر روي اشياء و دگرگون ساختن آنها را نيز شامل
 مي شود. (1)

مراحل روش علمي يا روش حل مساله و يا فرايند فکري انسان بر اساس نظر ديويي به شرح زير است :

1- سردرگمي ، گيجي و ترديد به دليل اينکه فرد در موقعيتي ناکامل و نامعين گرفته است که ويژگيهاي آن مهم است.(2)

در واقع در مرحله نخست روش علمي است که مي توانيم آن را تحت عنوان مواجهه با مساله يا برخورد با موقعيت مبهم نامگذاري کنيم.

2- يک پيش بيني از روي حدس ، يک تفسير آزمايشي[10]  از عناصر موجود در موقعيت، که متمايل به نتايج مشخص باشد.(3)

اين مرحله در واقع کوشش فرد است براي خروج از ترديد و ابهام، با طرح سوالات و تعريف مساله يا مسايلي که موارد مبهم را در قالب سئوالاتي مشخص متبلور سازد.

3- يک بررسي دقيق (امتحان- بازرسي، بازديد، معايته، جستجو، اکتشاف و تحليل) از کليه عناصر و موقعيتهاي قابل دسترس که به روشن نمودن تعريف مساله اي که با آن مواجهيم کمک مي کند.(4)

٭ اين مرحله در واقع جستجوي فرد است در تجربيات خود و ديگران به منظور تسلط بر جنبه هاي گوناگون مساله اي که با آن مواجه است و شناسايي روشهايي که تا کنون براي برخورد با اين مساله مورد استفاده قرار گرفته است.

4- يک پيش بيني مستدل و منطقي در قالب فرضيه اي آزمايشي به گونه اي صريح و منطقي که در برگيرنده حقايق وسيعتر باشد.(5)

٭ اين مرحله ، مرحله تدوين فرضيه است. يعني راه حلهاي پيشنهادي براي حل مساله يا مسائلي که با آن مواجهيم ارائه مي شود.

5- پذيرش مسئوليت فرضيه به عنوان نقشه اقدام و آزمون عملي فرضيه، براي دريافت نتايج پيش بيني شده.(6)

٭ اين مرحله گام آخر در مراحل روش عملي است که از طريق آزمون عملي و واقعي فرضيه به تائيد يا تعديل و يا رد آن مبادرت مي شود.

مراحلي که از سوي ديويي تشريح شد به عنوان مراحل روش علمي مورد قبول واقع شده است.

بدين ترتيب فرضيه ها يا نظريات و يا عقايدي که از طريق اين فرايند حاصل شوند و مورد تائيد قرار گيرند به عنوان فرضيه علمي يا نظريه علمي و يا عقيده علمي شناخته مي شوند.

به اختصار روش علمي عبارتست از : جستجوي سنجيده و سيستماتيک ٭ (نظامدار) براي دستيابي معتبر که مبتني بر شواهد و مدارک قابل اطمينان باشد و از شيوه هاي استدلال منطقي بهره جويد و در بردارنده پاسخهاي صريح و روشن درباره مسائلي باشد که با آن مواجه هستيم.

براي دريافت معناي روشني از علم ، روش علمي به اختصار بيان شد. در ادامه مطلب بحث از هدف علم نيز به روشنتر شدن مفهوم علم کمک خواهد کرد.

هدف علم

تصور تقريبا عمومي از هدف علم عبارتست از اينکه : علم بايد زندگي انسان را بهبود بخشد و او را در مواجهه با مشکلات گوناگون توانا سازد و تسلط او را بر پديده هاي پيرامون افزايش دهد.

در نظر گرفتن اين هدفها براي علم البته صحيح است و علم چنين هدفي را در زندگي انسانها تعقيب کرده است؛ اما اگر بخواهيم با زباني فني تر درباره هدف علم سخن گوئيم ، هدف علم عبارتست  از تدوين تئوري[11] (نظريه).

در نظر گرفتن تئوري (نظريه) به عنوان هدف علم و يا حتي معادل پنداشتن علم با تئوري از مفاهيمي است که تقريبا از پذيرش عمومي برخوردار است. براي تشريح هدف علم طبعا بايستي معناي تئوري شکافته شود.

کرلينگر[12] درتعريف تئوري مي نويسد:

تئوري عبارتست از مجموعه اي از مفاهيم و تعاريف و قضايا که به وسيله روشن ساختن روابط بين متغيرها و با هدف تبيين و پيش بيني پديده ها ، در صدد است تا ديدگاهي سيستماتيک (نظامدار) از پديده ها ارائه دهد.(7)

بر اساس اين تعريف ، تئوري :

1- مجموعه اي از مفاهيم و تعاريف و قضايا است

2- بيان کننده روابط بين متغيرهاست.

3- درصدد تبيين پديده ها است. يعني درصدد آشکار ساختن علل و دلايل مقدم بر وقوع يک پديده است.

4- توانايي پيش بيني دارد. طبيعي است با شناسايي روابط بين متغيرها و مشخص شدن علل و دلائل وقوع آن امکان پيش بيني در مورد چگونگي وقوع پديده ها متصور است.

 ملاحظه مي شود تئوري جنبة كل نگرانه دارد و در صدد است تبيين جامعي از پديده ها در يك حوزه خاص ارائه دهد و به هيچ وجه ناظر به توضيح يك پديده خاص نيست.

براي درك بهتر و روشنتر مطالب ذكر شده مثالي ذكر مي شود:

تئوري رفتارگرايي از تئوريهاست كه  درصدد تبيين رفتار موجودات است. موضع اين تئوري در تشريح و تبيين رفتار را مي توان به شكل زير بيان كرد.

رفتار در اثر تقويت يا پاداش در موجود زنده آموخته مي شود، دراثر تقويت پايدار مي گردد و در اثر قطع تقويت يا پاداش به تدريج فراموش مي شود. ملاحظه مي شود اين تئوري در قالب مفاهيم و قضايايي بيان شده است، رابطه يادگيري رفتار با تقويت يا پاداش آشكار شده است، رفتارهاي آموخته شده ازطريق پاداشها يا تقويتهايي كه قبلاً دريافت داشته اند تبيين شده است. در اين حالت امكان پيش بيني بروز و يادگيري رفتار دراثر تقويت وجود دارد و كنترل رفتار نيز براساس اين تئوري ميسر است.

حال با پشتوانه اين تئوري پديده اي مانند دروغگويي كودكان به شرح زير قابل بررسي است.

كودكي كه دروغگويي به صورت يك رفتار آموخته شده و پايدار در او پديدار گشته است، به اين دليل است كه كودك درگذشته ازطريق دروغ به هدفهاي خود رسيده است يا به طرق ديگر رفتار دروغگويي در او تقويت شده است (تبيين). چنانچه درصدد رفع دروغگويي كودك باشيم بايستي با بررسي تقويتهايي كه كودك در اين رفتار دريافت مي دارد، به قطع آن تقويتها اقدام كنيم، آنگاه انتظار مي رود به تدريج اين رفتار در او خاموش شود (كنترل). ضمناً چنانچه كودك يا كودكان ديگري با توسل به دروغ به مقاصد خود برسند، رفتار دروغگويي در آنها پايدار خواهد شد (پيش بيني). ساير رفتارهاي موجود زنده در پرتو اين تئوري به شكل فوق قابل بررسي
 مي باشد. اين مثال براي تقويت ذهن و درك مفهوم بيان شد، معمولاً پديده هاي اجتماعي و از جمله رفتارهاي آدمي پيچيدگي فراواني دارند و از علت واحدي پيروي نمي كنند. اين امر يكي از پيچيدگيهاي پژوهشهاي اجتماعي و انساني و در عين حال از تفاوتهاي آن با پژوهشهاي علوم تجربي است.

خلاصه اينكه علم يا تئوري موجد سه نوع توانايي است:

1- توانايي تبيين و توضيح [13]

2- توانايي پيش بيني[14]

3- توانايي كنترل [15]

براي اينكه تفسير مناسبي از تئوريهاي (نظريه هاي) علمي داشته باشيم لازم است ويژگيهاي يك تئوري مطلوب را مرور كنيم.

   ويژگيهاي تئوري مطلوب

1- فراگيري و تعميم پذيري [16]: يك تئوري موفق و مطلوب تئوري است كه از فراگيري و كليت برخوردار باشد. يعني در قلمرو خود از قدرت تبيين و تفسير روابط بيشتر و وسيعتري برخوردار باشد.. اين قدرت توضيح و تفسير بيشتر به نسبت تئوريهاي قبلي در آن قلمرو سنجيده مي شود. يعني بتواند روابطي را كه در تئوريهاي قبلي  توضيح روشني نداشته اند، توضيح دهد و درحل معظلاتي که تئوريهاي قبلي عاجز بوده اند توفيق داشته باشد.

2- سادگي [17]: يك تئوري به نسبت تئوريهاي قبلي بايستي ساده تر باشد و بر پيش فرضهاي كمتري استوار باشد.

3- اثبات پذيري[18] يا تائيدپذيري[19] يك تئوري موفق و مطلوب بايد قابليت تكرار و بررسي تجربي براي اثبات و يا تائيد خود را دارا باشد.

شايد اين نكته مورد سؤال واقع شود كه چرا واژه هاي اثبات پذيري و تائيدپذيري با هم و مترادف به كار گرفته شده اند؟ دليل آن يك مشخصه منطقي است.

نظريه هاي علمي يا تئوريها غالباً به صورت گزاره هاي شرطي منطقي بيان مي شوند. به لحاظ منطقي صدها مورد موافق، اثبات كننده يك قضيه كلي نيست اما تنها يك مورد خلاف مبطل و ناقص يك قضيه كلي است. هزاران بار مشاهده جوشيدن آب در شرايط متعارفي در صد درجه حرارت به لحاظ منطقي اثبات كننده اين نيست كه آب هميشه در صد درجه مي جوشد. فقط يك مورد خلاف كافي است كه اين حكم كلي ابطال شود. بنابراين براي اثبات يك حكم كلي بايستي تمام موارد صدق آن بررسي شود. مشاهده موارد فراوان صدق به لحاظ منطقي، اثبات كننده يك قضيه كلي نيست بلكه تائيد كننده آن است. چون عملاً امكان مشاهده همه موارد صدق، وجود ندارد.

به هر حال در ادبيات فلسفه علم در بيان ويژگيهاي تئوري، اثبات پذيري و تائيدپذيري هر دو به كار
رفته اند.

 

4- نسبي بودن و ابطال پذيري[20]

اين ويژگي تئوريهاي علمي شايد ظاهراً متضاد با ويژگي اثبات پذيري يا تائيدپذيري جلوه كند، اما در واقع تضادي وجود ندارد. ويژگي نسبي بودن يا احتمالي بودن تئوريهاي علمي از جالبترين خصوصيات نظريه هاي علمي است. براين اساس نظريه هاي علمي از صحت مطلق و اعتبار دائمي تضمين شده برخوردار نيستند. يك تئوري در پرتو شواهد و مدارك در شرايط و موقعيت خاص ممكن است معتبر باشد و درصورت تغيير شرايط و يا پيدا شدن شواهد و مدارك جديد اعتبار خود را از دست بدهد. از اين رو نظريه هاي علمي نه به عنوان
 نظريه هاي صحيح بلكه به عنوان نظرياتي كه از پشتوانه شواهد و مدارك برخوردارند درنظر گرفته مي شوند كه احتمال تغيير در آنها وجود دارد. كارل ريموند پوپر
[21] فيلسوف اتريشيي الاصل انگليسي، همين معنا را به عنوان ابطال پذيري يكي از ويژگيهاي تئوريهاي علمي درنظر مي گيرد.

ابطال پذيري به اين معنا نيست كه يك تئوري به همان ترتيبي كه اثبات و يا تائيد مي شوند بايد ابطال هم بشود. بلكه وقتي از يك نظريه علمي صحبت مي كنيم، بايد بتوانيم تجربه هايي را تصور كنيم كه درصورت وقوع آن تجربه ها، آن نظريه نقض شود. يعني يك تئوري علمي نمي تواند به هر گونه پيشامد در قلمرو خود
 بي تفاوت باشد و هيچ اتفاقي درجهان خارج آن تئوري را از مسند علمي بودن پائين نكشد. الهام زيباي ديگري كه ويژگي ابطال پذيري به طور ضمني براي دانشمندان دارد اين است كه صرفاً به دنبال شواهد تائيد كننده براي نظريه خود نباشد. بلكه در جستجوي شواهد ابطال كننده احتمالي نيز برآيند. اين پيام ضمني از خصوصيات روح علمي محسوب مي شود و پژوهشگر را از جانبداري افراطي از نظريه خود بر حذر مي دارد. چرا كه محققان معمولاً به دليل تعلق خاطري كه به نظريه خود پيدا مي كنند ممكن است موارد خلاف نظريه خود را ناديده بگيرند. شايد به اين دلايل ازنظر پوير، ويژگي ابطال پذيري مقام برتري از ويژگي اثبات پذيري و يا تائيدپذيري دارد.

 

مباني و مفروضات كار بست روشهاي علمي

قبلاً ذكر كرديم كه روش علمي روشي سنجيده و منظم براي دستيابي به حقايق قابل اطمينان و پيدا كردن راه حل براي مسائلي است كه با آن مواجهيم.

براي به كارگيري روش علمي پژوهشگر مباني و مفروضاتي را مي پذيرد.

1- پديده ها و رويدادهاي عالم هر كدام به درجاتي از نظم و قانونمندي برخوردارند كه اين نظم و قانونمندي از طريق روش علمي قابل كشف است.

2- يافته هاي علمي در نهايت مبتني بر مشاهدات و مدارك و شواهد هستند.

استواري عقايد علمي وابسته به مشاهدات تجربي است و نه نظريات مراجع صلاحيتدار. از اين رو پديده هايي كه قابل مشاهده و بررسي تجربي نيستند در قلمرو روش علمي قرار نمي گيرند.

3- پژوهشگر علمي در جمع آوري داده ها و تفسير مشاهدات بايستي عيني، منطقي و بي طرفانه عمل كند و عقايد شخصي و جهت گيريها به هيچ وجه نبايستي واقعياتي را كه نظر او را تامين نمي كنند مخدوش سازد.

4- پژوهشگر علمي نبايستي نگران قضاوت ديگران درباره يافته هايش باشد كه آنها را خوب و يا بد تلقي
 مي كنند. آنچه مهم است صحت به كار گيري روش علمي و اعتبار يافته ها  است.

 

 

تحقيق علمي (پژوهش)[22]

تحقيق يا پژوهش در واقع عبارت است از كار بست روش علمي براي رسيدن به حقيقت. پژوهش كوششي است نظام دار براي رسيدن به پاسخ درمورد سؤالاتي با معنا كه به خوبي تعريف شده اند.

پژوهش فعاليتي است توام با عينيت، با حفظ بي طرفي، به دور از پيش داوري، توام با كنترلهاي ضروري، مبتني بر تجربه و مشاهده، به منظور رسيدن به پاسخ سؤالات و يا روشن ساختن ارتباطات بين متغيرهايي كه قابليت تعميم داشته باشند.

تحقيق و روش علمي در واقع معاني قابل تبديل به يكديگرند و هر آنچه درباره روش علمي گفتيم درباره تحقيق نيز صادق است.

البته به كارگيري روش علمي در انجام يك پژوهش نيازمند تفصيل بيشتر و مراعات فنون و قواعدي است كه در فصول بعد تشريح خواهد شد.

در بحث هدف علم ذكر شد كه تدوين تئوري هدف اساسي علم است. به اين نكته نيز لازم است اشاره شود كه همه پژوهشهاي علمي به تدوين تئوري منجر نمي شوند و ممكن است در جستجوي ارتباطات خاصي بين دو يا چند متغير باشند كه طبعاً به نسبت پژوهشهايي كه به تدوين تئوري منجر مي شوند، نتايج آنها تعميم پذيري محدودتري دارند. در هر دو حالت روش علمي به كار گرفته مي شود. بر اين اساس پژوهشهاي علمي به دو نوع پژوهش بنيادي[23] و پژوهش كاربردي[24] تقسيم مي شوند.

 

الف: پژوهش بنيادي: هدف اين نوع پژوهش تدوين تئوري است. محرك پژوهشكر در اين نوع پژوهش گسترش حوزه علم است و يا به تعبيري علم به خاطر علم مورد توجه است. نتايج پژوهشهاي بنيادي كلي بوده و از تعميم پذيري فراواني برخوردارند.

ب: ‌پژوهش كاربردي: هدف اين نوع پژوهش معطوف به يافتن پاسخ براي مشكلات و مسائل واقعي است.

محرك پژوهشگر در اين نوع پژوهش، جستجوي راه حل براي مشكل واقعي است و علم به خاطر كاربردش مورد توجه است. نتايج پژوهشهاي كاربردي جزئي و خاص است و تعميم پذيري آن محدود است.

نوع ديگري از پژوهش كه اخيراً در علوم انساني و به ويژه در مديريت و قلمرو مسائل آموزشي مورد توجه قرار گرفته است و از نوع پژوهش كاربردي نيز محسوب مي شود، پژوهش در حين عمل[25] (اقدام پژوهي) است. پژوهشهاي درحين عمل صرفاً در موقعيتهاي واقعي مثل اداره، مدرسه، كلاس و ... انجام مي شود.

هدف اين نوع پژوهش بهبود تصميمات است، پژوهشگر خود در محيط واقعي به عنوان مدير يا معلم عامل اقدام است و با روش علمي فرضيه هايش را در جريان اقدام واقعي (و نه شرايط آرايش يافته آزمايشگاهي) آزمون
 مي كند و از نتايج آن براي بهبود تصميم گيري استفاده مي كند. توسعه اين نوع پژوهش به گسترش روح علمي در نزد مديران و معلمان و ... كمك خواهد كرد تا با استفاده از روش علمي نسبت به انجام تغييرات مناسب اقدام كنند.

 

پژوهشهاي آموزشي

بحثهاي قبلي توضيحات مختصري بود درباره علم، روش علمي و اهداف علم و همچنين رابطه مستقيمي كه بين روش علمي و پژوهش علمي وجود دارد.

مباحث ذكر شده همچنين مباني پذيرفته شده و مشترك در پژوهشهاي پاسخ سؤالات و يا روشن ساختن ارتباطات بين متغيرهايي كه قابليت تعميم داشته باشند.

تحقيق و روش علمي در واقع معاني قابل تبديل به يكديگرند و هر آنچه درباره روش علمي گفتيم درباره تحقيق نيز صاق است.

البته به كارگيري روش علمي در انجام يك پژوهش نيازمند تفصيل بيشتر و مراعات فنون و قواعدي است كه در فصول بعد تشريح خواهد شد.

در بحث هدف علم ذكر شد كه تدوين تئوري هدف اساسي علمي است. به اين نكته توجه نيز لازم است اشاره شود كه همه پژوهشهاي علمي به تدوين تئوري منجر نمي شوند و ممكن است در جستجوي ارتباطات خاصي بين دو يا چند متغير باشند كه تبعاً به نسبت پژوهشهايي  كه به تدوين تئوري منجر مي شوند، نتايج آنها تعميم پذيري محدودتري دارند. در هر دو حالت روش علمي به كار گرفته مي شود. بر اين اساس پژوهشهاي علمي به دو نوع پژوهش بنيادي[26] و پژوهش كاربردي[27] تقسيم مِي شوند.

 

الف: پژوهش بنيادي : هدف اين نوع پژوهش تدوين تئوري است. محرك پژوهشگر در اين نوع پژوهش گسترش حوزه علم است و يا به تعبيري علم به خاطر علم مورد توجه است. نتايج پژوهشهاي بنيادي كلي بوده و از تعميم پذيري فراواني برخوردارند.

ب: پژوهش كاربردي : هدف اين نوع پژوهش معطوف به يافتن پاسخ براي مشكلات و مسائل واقعي است.

 

محرك پژوهشگر در اين نوع پژوهش جستجوي راه حل براي مشكل واقعي است و علم به خاطر كاربردش مورد توجه است. نتايج پژوهشهاي كاربردي جزئي و خاص است و تعميم پذيري آن محدود است.

نوع ديگري از پژوهش كه اخيراً در علوم انساني و به ويژه در مديريت و قلمرو مسائل آموزشي مورد توجه قرار گرفته است و از نوع پژوهش كاربردي نيز محسوب مي شود، پژوهش در حين عمل[28] (اقدام پژوهي) است. پژوهشهاي در حين عمل صرفاً در موقعيتهاي واقعي مثل اداره، مدرسه، كلاس و .... انجام مي شود.

هدف اين نوع پژوهش بهبود تصميمات است، پژوهشگر خود در محيط واقعي به عنوان مدير يا معلم عامل اقدام است و با روش علمي فرضيه هايش را در جريان اقدام واقعي (و نه شرايط آرايش يافته آزمايشگاهي) آزمون مي كند و از نتايج آن براي بهبود تصميم گيري استفاده مي كند. توسعه اين نوع پژوهش به گسترش روح علمي در نزد مديران و معلمان و ... كمك خواهد كرد تا با استفاده از روش علمي نسبت به انجام تغييرات مناسب اقدام كنند.

 

 

پژوهشهاي آموزشي

بحثهاي قبلي توضيحات مختصري بود درباره علم، روش علمي و اهداف علم و همچنين رابطه مستقيمي كه بين روش علمي و پژوهش علمي وجود دارد.

مباحث ذكر شده همچنين مباني پذيرفته شده و مشترك در پژوهشهاي علمي كليه رشته ها محسوب مي شود. مقصود اصلي ما در اين كتاب تمركز بر شيوه هاي پژوهش در مسائل آموزش و قلمرو نسبتاً وسيع آن است. قلمرو تعليم و تربيت بخش جدايي ناپذير از مجموعه علوم انساني را شامل مي شود. از اينرو بحثهايي كه در ادامه خواهد آمد براي مشتاقان پژوهش در ساير رشته هاي علوم انساني نيز مفيد خواهد بود. گرچه هدف و روش علم در علوم تجربي و علوم انساني امر واحدي است اما روش و همچنين نتايج پژوهشهاي علوم انساني قدري متفاوت با علوم تجربي است. در علوم تجربي امكان كنترل فراواني بر متغيرهاي گوناگون و عوامل مزاحم وجود دارد. براي مشاهدات و اندازه گيريها نيز ابزارهاي دقيقي ايجاد شده است و عينيت بسياري از مطالعات علوم تجربي تضمين شده است. از اين رو شناسايي علت و يا علل پديده ها به شكل قابل اطمينان فراهم است. نتايج پژوهشهاي علوم تجربي نيز از اعتبار فراواني برخوردارند و تعميم پذيري قابل قبولي دارند. پژوهشگر علوم انساني بر عكس به دليل اينكه موضوع پژوهش او انسانها و رفتار و روابط آنهاست، امكانات محدودي براي كنترل متغيرها و عوامل مزاحم دارد. محدوديت مشاهدات و نيز كم اعتباري ابزارهاي اندازه گيري از ديگر عوامل است كه موجب مي شود نتايج پژوهشهاي علوم انساني اعتباري همسان پژوهشهاي علوم تجربي نداشته باشند. علاوه بر اين، پديده هاي مورد بررسي در علوم انساني غالباً از علت واحدي پيروي نمي كنند. تلاش دانشمندان علوم انساني اين بوده است كه با جستجوي راهها و فنون گوناگون بر اعتبار نتايج پژوهشهاي علمي در علوم انساني بيافزايند. نتيجه اينكه انجام پژوهشهاي علمي قابل قبول در علوم انساني و كسب نتايج معتبر و قابل تعميم به لحاظ فني پيچيده تر از تحقيقات علوم تجربي است و از روشهاي متعدد و متنوعي بهره مي جويد.  پژوهش آموزشي به عنوان شاخه اي از پژوهشهاي علوم انساني عبارتست از كاربست روش علمي در مطالعه مسائل آموزشي براي درك بهتر و افزونتر فرآيند آموزش و با هدف ارتقاء و كارآيي نظامهاي آموزشي.  پژوهش آموزشي  در صدد ايجاد دانش سازمان يافته اي درباره پديده هاي آموزشي است تا به دست اندركاران امور گوناگون آموزشي براي توضيح و كنترل و پيش بيني رويدادهاي آموزشي ياري كند.

قلمرو پژوهشهاي آموزشي

تعليم و تربيت از كهن ترين فعاليتهاي انساني است كه از پشتوانه تاريخي  غني و نيرومندي برخوردار است و در عصر تمدن جديد بشر با بهره گيري از فلسفه، روانشناسي، مردمشناسي، اقتصاد، فيزيولوژي و ... بر وسعت و غناي آن افزوده شده است و به عنوان يك رشته علمي بالنده حوزه وسيعي براي مطالعه و تحقيق در پيش رو دارد. شايد معرفي كوتاه از عرصه هاي گوناگون تعليم و تربيت در حال حاضر راهنماي مناسبي براي يافتن موضوعات پژوهشي براي علاقمندان تحقيقات آموزشي باشد.

1- روانشناسي تربيتي[29]

كاربست يافته هاي روانشناسي در آموزش وسعت فراواني دارد از اين رو اين قلمرو از مهمترين عرصه هاي پژوهش در مسائل آموزشي محسوب مي شود. پديده يادگيري و عوامل بي شمار مرتبط با آن مانند: هوش، خلاقيت، فراموشي، زودآموزي، ديرآموزي، مسائل مربوط به سرآمدها و عقب مانده ها، عوامل مؤثر بر عملكرد آموزشي فراگيران، تاثيرات متقابل رفتارهاي گوناگون معلم و شاگرد، نحوه سازماندهي مطالب درسي براي يادگيري بهتر و بسياري موضوعات از اين نوع، گستره بسيار متنوعي از مسائل قابل پژوهش در اين قلمرو محسوب مي شود.

2- فلسفه تعليم و تربيت[30]

از اصلي ترين رشته ها و موضوعات مرتبط با تعليم و تربيت محسوب مي شود.

شناسايي مباني نظري انديشه هاي گوناگون تربيتي و نحوه شكل گيري اين انديشه ها، بحث در باره ارزشهاي گوناگون تربيتي، شناسايي آرمانها و هدفهاي تربيتي و مباني شكل گيري آنها، تحليل مفاهيم گوناگون آموزشي و نقادي مباني و روشها و هدفها و وسائل تربيتي، موضوعات پژوهشي گسترده اي را در قلمرو فلسفه تربيت عرضه مي كنند.

3- جامعه شناسي آموزشي[31]

جامعه شناسي آموزش هايي كه در صدد شناسايي ارتباط آموزش و جامعه است، موضوعات متنوعي از قبيل: ازياد جمعيت، تغييرات سريع اجتماعي، نيازهاي در حال تغيير جامعه، اشتغال، بيكاري، مسائل سياسي، احزاب، گروههاي فشار، سنتهاي اجتماعي، نوآوريها، صنعتي شدن، گسترش شهرنشيني، حاشيه نشيني، جرم و جنايات و ارتباط اين موضوعات با مسائل آموزشي و تاثير متقابل اين موضوع با آموزش و بسياري موضوعات مرتبط ديگر، موضوعات قابل بررسي در اين قلمرو است.

4- اقتصاد آموزش[32]

اقتصاد آموزش از قلمروهاي جديد و در عين حال بسيار بالنده در حوزه پژوهشهاي آموزشي محسوب مي شود. هدف اساسي در پژوهشهاي اقتصادي در حوزه آموزش بكارگيري مؤثر تحليلهاي اقتصادي در اين حوزه است، تا از اين طريق به بهبود كارآيي نظامهاي آموزشي در سطوح مختلف ياري كند و نقش آموزش را در توسعه اقتصادي هر كشور روشن نمايند.

محاسبه هزينه هاي آموزشي در رشته ها و سطوح مختلف و فوايد اقتصادي فردي و اجتماعي آن، مقايسه
 هزينه ها و بازده هاي اقتصادي آموزشهاي رسمي و غيررسمي، محاسبه هزينه هاي افت تحصيلي، نقش آموزشهاي مختلف در توسعه منطقه اي و ملي و موضوعاتي، از اين دست قلمرو و جذاب و در عين حال تخصصي پژوهشهاي اقتصادي در آموزش را شامل مي شود.

5- مديريت آموزشي[33]

هدف عمده اي كه در مديريت آموزشي تعقيب مي شود شناسايي متغيرهاي مرتبط با فرآيند مديريت آموزش و در نهايت تدوين تئوريهايي است كه دست اندكاران مديريت اموزشي را در تبيين پديده هاي آموزش و پيش بيني و كنترل آنها ياري كند.

شناسايي عوامل مرتبط با انگيزه كاركنان، عوامل مربوط با رضايت شغلي، نحوه ارتباط با كاركنان با يكديگر، روشهاي گوناگون نظارت، روابط گوناگون مدير و كاركنان، ارزشيابي عملكرد كاركنان، روشهاي سازماندهي مراكز آموزشي، مسائل مرتبط با تمركز و عدم تمركز، تاثيرات متقابل رفتارهاي مدير و كاركنان در محيطهاي آموزشي و بسياري موضوعات از اين قبيل، حوزه متنوع پژوهشهاي آموزشي در قلمرو مديريت را شامل مي شود.

6- مطالعات تطبيقي آموزشي[34]

شرايط اقتصادي، اجتماعي و جغرافيايي متفاوت در كشورهاي گوناگون موجب ايجاد سيستمهاي متفاوت آموزش در كشورهاي گوناگون شده است. انجام مطالعاتي براي مقايسه نظامهاي آموزشي در كشورهاي گوناگون و شيوه هايي كه در هر كشور براي برخورد بار مسائل آموزشي انتخاب كرده است، علاوه بر كمكي كه به نزديكي فرهنگها و كم شدن فاصله بين كشورها خواهد نمود، منبع بسيار مناسبي براي بهره گيري از تجربيات ديگران فراهم خواهد كرد.

7- اندازه گيري رواني و تربيتي[35]

شناسايي توانائيهاي ذهني و خصوصيات رواني فراگيران به منظور تصميم گيريهاي گوناگون از با اهميت ترين موضوعات براي همه نظامهاي آموزشي محسوب مي شود. به همين دليل ساخت انواع آزمونها و پرسشنامه ها و روشهاي استاندارد كردن آنها در سالهاي اخير مرتباً پيشرفت كرده است. به اعتقاد بسياري كارشناسان، در اختيار داشتن آزمونهاي مناسب و اندازه هاي قابل اعتماد، نقطه آغاز بسياري تحولات آموزشي است. بررسي روشهاي گوناگون رواسازي و پاياسازي و استاندارد كردن آزمونهاي مختلف موضوع پژوهشهاي وسيع در اين قلمرو محسوب مي شود. ضمن اينكه آزمونهاي معتبر ابزارهاي مناسبي براي انجام ساير پژوهشها نيز هست.

8- برنامه ريزي درسي[36]

واژه برنامه درسي[37] از وسعت معناي گسترده اي برخوردار است، به طور خلاصه يك برنامه درسي مشتمل است بر تدوين هدفها، انتخاب محتوا براي وصول به هدفها، سازماندهي محتوا و تجربه هاي يادگيري و نحوه ارزشيابي ميزان موفقيت برنامه.

تعيين نيازها براي تدوين اهداف برنامه هاي درسي، مشخص ساختن هدفهاي اولويت دار، متناسب سازي هدفها براي سنين مختلف و مقاطع تحصيلي گوناگون، انتخاب موضوعات درسي براي سنين و مقاطع تحصيلي مختلف، تعيين حجم درسي، تعيين توالي منطقي موضوعات درسي، متناسب سازي موضوعات درسي با علايق
 يادگيرنده ها، نحوة تدوين كتابهاي درسي، تاثيرات گوناگون كتابهاي درسي بر آگاهي و نگرش فراگيران، نقش معلم در برنامه هاي درسي گوناگون، نحوه تغيير برنامه ها منطبق با پيشرفت علمي و تغييرات اجتماعي، روشهاي گوناگون ارزشيابي ضعفها و قوتهاي برنامه هاي درسي و صدها موضوع ديگر از اين دست مسائل بسيار با اهميتي در برنامه ريزي درسي محسوب مي شوند كه جز از طريق انجام پژوهشهاي دقيق يافتن پاسخ براي آنها ميسر نيست.

9- آموزش بزرگسالان[38]

با توجه به رشد سريع علوم و تكنولوژي، انحصار آموزش در مقاطع آموزشي رسمي تعريف شده منسوخ گرديده است و آموزشهاي غير رسمي از اهميت اساسي برخوردار شده اند. شعار آموزش مادام العمر[39] به عنوان يك ارزش تربيتي ضروري در همه كشورها پذيرفته شده است. سنجش نيازهاي آموزشي بزرگسالان، تدوين آموزشهاي تخصصي و عمومي براي بزرگسالان، شناخت عوامل انگيزشي بزرگسالان، بررسي كارآيي آموزشهاي گوناگون غيررسمي، شيوه هاي گوناگون ارزشيابي اثربخشي آموزشهاي غيررسمي و موضوعات با اهميتي از قبيل قلمرو پژوهش در اين حوزه رو به گسترش آموزشي است.

 



[1] - Deductive Reasoning

[2] - Inductive Reasoning

[3]-  F. Bacon

[4] - Amperism

[5] - Scientific Method

[6]   . Charls Darwin

[7]. Science

 John Dewwy. [8]

[9]. Problem Solving

٭ - توضيحات اضافي از مولف است.

[10] . Tentative

 

[11]. Theory

Kerelinger . [12]

[13] - Explanatory Power

[14] - Prediction Power

[15] - Control Power

[16] - Generaliz ation

[17] - Simplicity

[18] - Verification

[19] - Confirmation

[20]-  Refutation

[21] - Carl R Popper

[22] - Research

[23] - Basic or Foundamental Research

[24] - Applied research

[25] - Action research

[26] - Basic or Foundamental Research

[27] - Applied reserch

[28] - Action research

[29] - Educational Psychology

[30] - Philosophy of Education

[31] - Educational Sociology

[32] - Economics of Education

[33] - Educational Management

[34] - Comparative Education

[35] - Psychological & Educational Measurement

[36] - Curriculum Development

[37] - Curriculum

[38] - Adult Education

[39] - Life long Education

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:54  توسط ابراهيم فدايي  | 

 

 

 انواع روشهاي تحقيق

 تحقيق را به عنوان كوششي منظم جهت فراهم نمودن پاسخ‌ يا پاسخهايي به سؤالات مورد نظر تعريف كرده‌‌اند. هدف اصلي هر تحقيق حل يك مشكل يا پاسخگويي به يك سؤال و يا دست‌يابي به روابط بين متغييرهاست. اهداف فوري هر تحقيق از قبيل:
كاوش:(
Exploration ) توصيف:(Description ) پيش بيني:(Prediction ) تبيين و كنترل(Explanation ) و عمل:(Action ) محقق را كمك مي‌كند تا دريابد چه سؤالاتي را بپرسد و بدنبال چه پاسخهايي بگردد.
براي درك بهتر اهداف تحقيق هر يك ازآنها را ذيلاً بطور مختصر توضيح مي‌دهيم:

كاوش:
تحقيق اكتشافي شامل كوششي است براي تصميم‌گيري اينكه آيا پديده‌اي وجود دارد يا خير. اين نوع تحقيق سؤال كلي آيا
x وجود دارد؟ را پاسخ مي‌گويد. اين نوع تحقيق ممكن است بصورت بسيار ساده نظير اينكه آيا كداميك از دانشجويان دختر يا پسر در رديفهاي جلو كلاس مي‌نشينند؟ مطرح گردد . اگر دريابيم كه يكي از اين دو جنس جلو كلاس مي نشينند , در آنصورت يك پديده اجتماعي را كشف كرده‌ايم كه مسلماً مستلزم بررسيهاي ديگري نيز خواهد شد. اين نوع تحقيق ممكن است بصورت پيچيده‌تر مانند «جستجو براي الگوهايي در ميان انواع ويژگيهاي مختلف شخصيت جهت خودكشي» نيز مطرح گردد.

توصيف:
تحقيق توصيفي شامل آزمايش يك پديده براي بيان تعريف كاملتري از آن يا تفاوت آن با ساير پديده‌ها مي‌باشد. فرض كنيد كه نتيجه يك تحقيق اكتشافي نشان داده‌است كه دانشجويان دختر معمولاً در رديفهاي جلوي كلاس مي‌نشينند. اگر بخواهيم اين پديده را بيشتر تعريف كنيم بايد دريابيم كه معني رديف جلوي كلاس چيست. براي اين منظور شايد كلاس را با دو يا چهار قسمت تقسيم كنيم و نزديكترين قسمت را جلوي كلاس بناميم. يا شايد كلاسهاي مختلف ديگر را بازديد نموده و مشخص نمائيم كه آيا اين عمل (جلونشستن) به موضوع درسي, اندازه كلاس, مدرس و يا ساير ويژگيها ارتباطي دارد يا خير. توصيف ويژگيهاي كل جمعيت يك كشور نيز از اين نوع تحقيق است. تحقيق توصيفي مي‌تواند درباره يك موضوع يا فرد يا يك حادثه در زماني كه اطلاعات جمع‌آوري مي‌شوند, بكار رود. اين نوع تحقيق براي مقايسه نيز استفاده مي‌شود.

پيش‌بيني:
تحقيق پيش‌بيني, محقق را قادر مي‌سازد كه با شناسايي روابط و داشتن اطلاعات درباره يك عامل يا متغيير درباره عامل ديگر پيش‌بيني نمايد مانند رابطه ساعت معيني از روز و احتمال بازشدن مغازه‌ها در يك شهر و يا رابطه بين آزمون ورودي به دانشگاهها و موفقيت در سال اول. اين نوع تحقيق فرد را قادر مي‌سازد كه درباره روابط متغيرها حدس بزند اما كاملاً مطمئن نمي‌سازد.

تبيين:
تحقيق توضيحي شامل آزمايش رابطه علت ومعلول بين دو پديده و يا بيشتر است مانند رابطه بين شاخصهاي اقتصادي و وابستگي به مذهب.

عملي:
تحقيق عملي مربوط به انجام كاري براي حل يك مشكل اجتماعي است. اين نوع تحقيق مي‌تواند هر يك از اهداف ذكر شده قبلي را دربرداشته اما بايد به آنها موضوع حل مشكل و يا انجام دادن كاري را نيز اضافه كرد. مثلاً محققي دريافت كه بعدازظهرها و هنگامي كه دماي هواي بيرون مناسب است مردم دستگاههاي تهويه را روشن مي‌كنند و بدين طريق برق زيادي مصرف مي‌گردد او براي شناسائي اين مشكل تجربه‌اي را به معرض آزمايش گذارد تا از مصرف بي‌رويه برق جلوگيري كند چهار گروه از مردم را براي كار تحقيق خويش در نظرگرفت كه به يك گروه توسط نموداري نشان مي‌داد كه چقدر برق مصرف مي‌كنند به گروه ديگر بوسيله يك چراغ مشخص مي‌كرد كه چه وقت درجه حرارت بيرون كمتر از داخل است. گروه سوم هم بوسيله نمودار و هم با علامت چراغ موضوع را متوجه مي‌شدند اما گروه چهارم نه از نمودار و نه از چراغ استفاده مي‌كردند او دريافت كه استفاده از نمودار به تنهايي در كاهش مصرف برق تأثيري ندارد اما علامت چراغ چه همراه با نمودار و با بدون آن باعث مي‌شود كه مصرف برق كم گردد و بدين طريق توانست با تحقيق عملي خود اين مشكل اجتماعي را از بين ببرد.
بطور كلي تحقيق عملي يكي از جنبه‌هاي بسيار مهم علم است و بدين وسيله مي‌توان كاربرد ساير تحقيقات را آزمايش كرد همه ما مي‌خواهيم كه جهان اطراف خود را بهتر بسازيم, اما پيچدگي جهان ايجاب مي‌نمايد كه راه‌حلهاي احتمالي مسائل را قبل از آنكه آنها را در يك مقياس وسيع اجراء نمائيم در مقياس كوچكتري آزمايش كنيم.
بطور خلاصه هر تحقيق را بر اساس هدف يا قصدي كه دنبال مي‌كند مي‌توان به سه دسته زير نيز تقسيم نمود.
1- تحقيق بنيادي:
Basic or Fundamental Research
هدف اين نوع تحقيق ايجاد نظريه از طريق كشف اصول يا قواعد كلي است و توجهي به كاربرد عملي يافته ندارد. نتايج اين گونه تحقيق اغلب مجرد و كلي هستند. بيشتر تحقيقات در زمينه يادگيري از اين نوعند.
2- تحقيق كاربردي:
Applied Research
هدف اين نوع تحقيق آزمون مفاهيم نظري در موقعيتهاي مسائل واقعي زندگي و حل مشكلات ملموس است و نتايج اين تحقيق عيني و مشخص مي‌باشد تحقيقات آموزشي در حالت كلي كاربردي مي‌باشند.
3- تحقيق عملي:
Action Research
هدف اين نوع تحقيق بر كاربرد فوري متمركز است و به ايجاد نظريه يا كاربرد عمومي يافته‌ها توجهي ندارد. تأكيد آن بر حل مشكلات فوري و موقعيتهاي محلي مي‌باشد. تحقيقات آموزشي محلي و منطقه‌اي از اين نوع مي‌باشند.


انواع ديگر روشهاي تحقيق

تحقيق و پژوهشي براي آگاهي و شناخت مجهولات و پي‌بردن به مسائل ناشناخته صورت مي‌گيرد در انسان ميل به داشتن و كشف حقايق حالت فطري داشته و همين امر يكي از عوامل مؤثر در پيشرفت امر تحقيق و ايجاد روشهاي مختلف بوده است انسان همواره براي رسيدن به مقصود و حل مشكلات, راههاي مختلف را تجربه مي‌نمايد و مناسب‌ترين راه و روش را انتخاب مي‌كند بنابراين روش تحقيق عبارت از بكارگيري راه و روش خاصي است كه اطلاعات مناسبتر و بيشتر را درباره موضوع مورد مطالعه فراهم نموده و عوامل و علل مرتبط بدان را مشخص نمايد.

در علوم مختلف از روشهاي مخصوص و متفاوت براي مطالعه و بررسي استفاده مي‌شود تا شناخت موضوع تحت بررسي را ممكن گرداند درعلوم انساني نيز روشهاي تحقيق بصورتهاي گوناگون تقسيم‌بندي شده‌اند كه رايج‌ترين آنها به قرار زير است (لازم به توضيح است كه تعيين‌كننده نوع روش تحقيق مربوط به ماهيت سؤال مورد بررسي و نوع اطلاعاتي است كه براي شناخت موضوع, جمع‌آوري مي‌شود).
1- روش تاريخي
Historical Method
2- روش توصيفي
Descriptive Method
3- روش تجربي
Experimental Method
در زير به توضيح مختصر هر يك از اين روشها مي‌پردازيم:

تحقيق تاريخي
تحقيق تاريخي فعاليتي است براي شناخت واقعيت‌هاي گذشته و يك از دشوارترين انواع پژوهش است اين تحقيق وقايع مربوط به گذشته را مورد تعبير و تفسير و ارزيابي قرار مي‌دهد. در اين روش هدف اين است كه وقايع گذشته دقيق و درست شناسايي شوند تا وضع موجود بهتر درك گردد در روشهاي ديگر مانند توصيفي يا تجربي محقق مي‌تواند نمونه مورد مطالعه را با ميل خود انتخاب نمايد, اما در تحقيق تاريخي مجبور است فقط اطلاعات و اسنادي را كه از گذشته باقي مانده‌اند مورد بررسي قرار دهد بررسي وضع تعليم و تربيت ايران در دوران قاجار نمونه‌اي از تحقيق تاريخي است بررسي روند آموزش عالي ايران از تشكيل دانشگاه جندي‌شاپور تا تأسيس دارالفنون مثال ديگري از اين نوع تحقيق مي‌باشند.

تحقيق توصيفي
مطالعات توصيفي برعكس تحقيقات تاريخي در مورد زمان حال به بررسي مي‌پردازد. اين نوع تحقيق به توصيف و تفسير شرايط و روابط موجود مي‌پردازد اين گونه تحقيق وضعيت كنوني پديده يا موضوعي را مورد مطالعه قرار مي‌دهد و داراي انواع گوناگوني بدين قرار است:

الف) تحقيق برآوردي : موقعيت يك پديده را در يك زمان توصيف مي‌كند اين روش هيچگونه فرضيه‌اي را پيشنهاد نمي‌كند روابط متغييرها را مورد مطالعه قرار نمي‌دهد و براي اقدامات بعدي توصيه‌اي نمي‌كند بلكه صرفاً موقعيت موجود را توصيف مي‌كنند مثال توصيف پيشرفت دانشجويان در جهت اهداف آموزشي دروس در يك زمان معين يا سرشماري عمومي براي مشخص نمودن وضعيت جمعيت كشور.

ب) تحقيق ارزشيابي: اين روش به ارزش‌گذاري درباره فوائد اجتماعي, مطلوب بودن يا مؤثر بودن يك فرايند, محصول, يا برنامه مي‌پردازد و به كاربرد يافته‌هاي خود توجه دارد. اين نوع تحقيق اغلب با توصيه‌هايي در جهت اقدامات سازنده همراه مي‌باشد و در پي يافتن قوانين كلي و قابل گسترش به ساير موقعيتها نيست. مثال: بررسي ميزان ثمربخشي برنامه‌هاي آموزشي دانشگاهها, اجراي برنامه رشته‌هاي علوم پايه تا چه اندازه صلاحيتهايي را كه كميته برنامه‌ريزي دانشگاهها تدوين نموده‌اند عملي مي‌سازد, يا آيا وسايل و امكانات يك كتابخانه معين مناسب مي‌باشند؟
مي‌توان مطالعات پي‌گيري (
follow- up study) را يكي از انواع تحقيق ارزشيابي دانست اين نوع تحقيق افراد را پس از گذراندن يك دوره آموزشي يا يك دوره درماني و يا دوره تحصيلي مورد مطالعه قرار مي‌دهد هدف اين نوع مطالعه اين است كه مشخص كند تأثير مؤسسه يا دوره خاص بر افراد چه بوده است اين نوع مطالعه مي‌تواند اطلاعات مفيدي را در مورد دوره‌هاي آموزشي يا كار مؤسسات در اختيار قرار دهند تا بتوان تغييرات لازم را در برنامه‌ها به عمل آورد مثال : مطالعه موفقيت در شغل و يا موفقيت در يافتن شغل فارغ‌التحصيلان دانشگاهها يا ارزيابي پيامدهاي آموزش ضمن خدمت اعضاي هيأت علمي دانشگاهها در آموزش .

ج) مطالعه موردي : عبارت از مطالعه عميق و گسترده يك مورد در مدت زمان است. در اين روش يك فرد يك خانواده, يك گروه و يا يك دانشگاه مورد مطالعه دقيق و همه جانبه قرار مي‌گيرد هدف مطالعه شناخت كليه متغيرهاي مربوط به مورد است بهترين مثال در اين مورد مطالعه پزشكي يا روانكاوي روي يك فرد است اين روش مي‌تواند به عنوان زمينه‌اي براي مطالعات وسيع بعدي مورد استفاده قرار گيرد .

د) مطالعه پيمايشي : اين روش شامل جمع‌آوري اطلاعات به طور مستقيم از گروهي از افراد است نمونه مطالعات پيمايشي معمولاً بزرگ است( از 100 تا 250 ميليون نفر ) به وسيله اين روش اطلاعات مختلفي را مي‌توان بدست آورد كه كلاً شامل 3 نوع مي‌باشند:

اطلاعات در مورد واقعيتها, عقايد و رفتارها, واقعيت عبارت است يك پديده يا ويژگي كه بتوان آن را مشاهده نمود و شامل متغيرهايي نظير سن, نژاد جنس، درآمد و سالهاي تحصيل مي‌باشند. به طور كلي واقعيتها شامل هر چيزي هستند كه بتوان آن را مورد رسيدگي قرار داد . عقيده عبارت از بيان يك پاسخ احساس و يا يك رفتار عمدي است . عقايد را مي‌توان به طور عيني اندازه گرفت اما نمي‌توانند مورد رسيدگي قرار گيرند. رفتار شامل عمل است كه توسط فرد صورت مي‌گيرد .
تحقيق پيمايشي متغيرهاي محدودي را در مورد تعداد زيادي از افراد مورد مطالعه قرار مي‌دهد. مؤسسه كالوپ از اين روش براي بررسي عقايد مردم در سياست وتجارت استفاده مي‌كنند. پژوهشگران در اقتصاد، مردم‌شناسي، روان‌شناسي، بهداشت و تعليم وتربيت از اين روش استفاده مي‌كنند. تحقيق پيمايشي، برعكس تحقيق تاريخي با پديده‌هايي كه در زمان حال اتفاق مي‌افتند سروكار دارند .
هـ ) تحقيق تكاملي( توسعه‌اي): شامل داشتن اطلاعات دقيق در زمينه‌هاي توسعه برنامه‌ها و رشد و تكامل افراد مي‌باشد. اين نوع مطالعه به بررسي ميزان تغييرات و الگوهاي برنامه‌ها و يا رشد افراد در طول مدت زمان مي‌پردازد و ممكن است به دو روش طولي (تداومي) و عرضي(مقطعي) صورت گيرد.

و) مطالعات همبستگي: يكي از روشهاي بسيار متداول در تحقيقات توصيفي است كه به بررسي روابط دو متغير مي‌پردازد. مثال: رابطه بين معدل ششم متوسطه با موفقيت در دوران تحصيل در دانشگاه . در مطالعاتي كه بمنظور تدوين فرضيه و يا آزمون آن تدوين شده‌اند مي‌توان از روش همبستگي استفاده نمود. براي محاسبه همبستگي بين دو متغير از ضريب همبستگي استفاده مي‌شود چون ممكن است متغيرهاي تحقيق از نوع مقياسهاي مختلف اندازه‌گيري (اسمي, رتبه‌اي, فاصله‌, نسبي) باشد. بنابراين براي محاسبه ميزان ارتباط بين دو متغيير از ضرايب مختلف همبستگي استفاده مي‌گردد. ضريب همبستگي بين 1+ تا 1- در تغيير است.

ز) تحقيقات پس از وقوع : اين نوع تحقيقات به بررسي روابط علت و معلولي بوسيله بررسي پي‌آمدهاي موجود مي‌پردازد. اگر سؤال تحقيق هنگامي مطرح گردد كه مقدار متغير مستقل قبلاً و بطور طبيعي مشخص باشد, چنين تحقيقي را بعد از وقوع مي‌نامند. محقق كار خود را با مشاهده و بررسي متغيير يا متغييرهاي وابسته شروع مي‌كند تا بتواند به متغيير يا متغييرهاي مستقل برسد. درواقع از معلول شروع مي‌كند تا بتواند علت را جستجو كند اگر هدف محقق بررسي ميزان موفقيت دانشجويان مجرد و متأهل باشد. ناچار است كه از ميان دانشجويان مجرد و متأهل موجود در دانشگاه تعدادي را انتخاب و موفقيت آن دو را مورد مطالعه قرار دهد. بررسي علل خودكشي, علل حوادث رانندگي, يا علل طلاق مثالهايي از تحقيقات پس از وقوع مي‌باشند. لازم به تذكر است كه برخي از دانشمندان اين تحقيق را از نوع توصيفي جدا نموده و آن را در طبقه‌بندي مجزايي به همين اسم قرار مي‌دهند.

تحقيق تجربي
تحقيق تجربي يا آزمايشي يكي از دقيق‌ترين و كارآمدترين روشهاي تحقيق است كه براي آزمون فرضيه‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد هدف اين تحقيق بررسي تأثير محركها, روشها و يا شرايط خاص محيطي بر روي يك گروه آزمودني مي‌باشد. از خصوصيات روش تجربي اين است كه ضمن دستكاري يا مداخله در متغيرها (
Manipulation or Intervention ) و كنترل شرايط(control) نتايج بدست آمده را در مورد گروهي كه با انتساب(Randomization ) تصادفي انتخاب شده‌اند, مورد مشاهده قرار مي‌دهد.
در اين تحقيق, پژوهشگران به منظور كشف روابط علت و معلولي يك يا چند گروه را به عنوان گروه تجربي تحت شرايط خاص (متغير مستقل) قرار مي‌دهد و نتايج را (متغير وابسته) با گروه و يا گروههاي گواه كه تحت چنان شرايطي نموده‌اند, مقايسه مي‌كند. بررسي اثرات دو روش مختلف تدريس (متغير مستقل) در پيشرفت تحصيلي (متغير وابسته) دانشجويان دانشگاه با استفاده از گروههاي تجربي و گواه, با بررسي اثرات يك برنامه آموزشي استعمال مواد مخدر نمونه‌هايي از تحقيقات تجربي هستند.
هنگامي كه انتخاب افراد تحت تجربه بصورت تصادفي ممكن نباشد و يا نتوان متغييرهاي مستقل را كاملاً دستكاري و يا در آنها مداخله نمود از روش تحقيق نيمه ـ تجربي
Quasi-Experimental يا شبيه تجربي استفاده مي‌شود. اغلب تحقيقاتي كه در مورد انسان و به شيوه تجربي انجام مي‌گيرد, معمولاً از نوع شبيه تجربي مي‌باشند.


اعتبـارات داخـلي و خارجـي تحـقيق
Internal and External Validity
هدف هر تحقيق, خصوصاً تحقيقات تجربي, مشخص نمودن تأثير يك يا چند متغيير مستقل روي يك يا چند متغير وابسته مي‌باشد. بنابر اين در طراحي هر مطالعه, پژوهشگر بايد كاملاً مواظب باشد كه عوامل اخلال‌گر و خطاها در نتايج تحقيق و تعبير و تفسير آنها وارد نشوند. در هر تحقيق بايد شرايط مناسب كنترل آنچنان فراهم گردند كه عوامل مختلف, اعتبار داخلي و خارجي را به خطر نياندازند.
شناخت اين عوامل محقق را قادر خواهد ساخت تا از آنها جلوگيري نموده و يا تا حد ممكن تأثير آنها را كاهش دهد.
از لحاظ آماري, ‌اعتبار نشانگر اين است كه يك آزمون يا ابزار اندازه‌گيري چيزي دارد كه ادعا به اندازه‌گيري آن مي‌كند, بسنجد. بنابراين يك ترازو بايد واقعاً وزن را بسنجد و يك گرماسنج, درجه حرارت هوا را اندازه بگيرد و يك آزمون رياضي قادر باشد معلومات رياضي گروه خاصي از افراد را اندازه بگيرد در محاسبه آماري اعتبار مي‌توانيم عددي را بدست بياوريم كه نمايانگر ميزان سنجش آزمون از خصوصيات مورد نظر است. اين امر در مورد اعتبار طرح تحقيق صادق نيست.
در رابطه با طرح تحقيق, اعتبار بر اساس يك اندازه‌گيري فني از درستي و صحت مطالعه محاسبه مي‌شود. در اين مورد اعتبار بر دو نوع داخلي و خارجي تقسيم مي‌شود. اين دو مفهوم و رابطه آنها با طرح تحقيق بطور مفصل توسط
Campbell و Stanley (1963) بيان و بحث شده‌اند كه در اينجا به طور خلاصه توضيح داده مي‌شوند.


اعتبار داخلي(دروني)
Internal Validity
منظور از اعتبار داخلي اين است كه نتايج حاصل تا چه اندازه مربوط به تأثير متغيير(هاي) مستقل بر روي متغير(هاي) وابسته مي‌باشند. محقق تا چه اندازه اطمينان دارد كه نتايج حاصله بر اثر عواملي غير از متغيير(هاي) مستقل نمي‌باشند. داشتن اعتبار لازمه هر نوع تحقيقي است. همانگونه كه داشتن پايائي لازمه هر نوع تست و يا وسيله اندازه‌گيري مي‌باشد. عواملي چند مي‌توانند اعتبار داخلي را به خطر بياندازند زيرا اين عوامل فرضيه‌هايي را غير از آنچه كه محقق مورد نظر دارد مطرح مي‌سازند. اگر محقق بتواند متغيير مستقل را دقيقاً كنترل نموده و دستكاري نمايد در اينصورت مي‌تواند تأثير آن را بر متغير وابسته اندازه ‌بگيرد, اما اگر كنترلها و محافظت‌ها دقيق و مناسب نباشند, عواملي كه در كنترل محقق قرار نگرفته‌اند نتايج را تحت تأثير قرار داده و فرضيه‌هاي محقق بطور دقيق آزمايش نمي‌شوند. اثر برخي از اين عوامل ممكن است از طريق ايجاد گروه كنترل در تحقيق حذف گردند, اما تعدادي ديگر از آنها نياز به طرحهاي پيچيده‌تر و دقيق‌تر دارند. عواملي كه اعتبار داخلي را به خطر مي‌اندازند بدين قرارند:
عامل تاريخ (
History ): اين عامل شامل حوادث و رويدادهايي هستند كه در فاصله زماني بين دو گونه اندازه‌گيري(پيش آزمون و پس آزمون) روي مي‌دهند. هر قدر اين فاصله زماني بيشتر باشد احتمال رخداد بعضي عوامل بر آزمودنيها و نهايتاً در نتايج تحقيق بيشتر مي‌شود. اين عامل زماني داراي تأثير زياد است كه طرح تحقيق شامل يك گروه و اجراي دو آزمون (پيش آزمون و پس آزمون ) باشد. براي كنترل عامل تاريخ مي‌توان مدت زمان مطالعه را در حد ممكن كاهش داد, مخصوصاً از گروه كنترل (گواه) استفاده نمود, و زمان مطالعه را با توجه به شرايط تغيير داد.

عامل رشد (Maturation ): هرگونه تغييراتي كه درحين اجراي تحقيق در آزمودنيها روي دهد به عنوان عامل رشد محسوب مي‌گردد. تغييراتي از قبيل خستگي,‌گرسنگي و مخصوصاً رشد جسماني, عقلاني, عاطفي, اجتماعي و اخلاقي ميتوانند برنتايج مطالعه مؤثر باشند. اگر مدت زمان مطالعه طولاني باشد , همواره ممكن است كه در فاصله بين دو آزمون تغييراتي ناشي از رشد در آزمودنيها باعث اخلال در نتايج تحقيق گردد. كاهش زمان مطالعه و داشتن گروه كنترل مي‌توانند بعنوان بهترين تدابيري براي كاهش تأثير عامل رشد به كار روند.

عامل آزمون (Testing): در تحقيقاتي كه نياز به پيش آزمون و پس آزمون دارند, اجراي آزمون اوليه مي‌تواند بعنوان عاملي غير از متغير مستقل بر نتايج تأثير گذارد. بنابر اين هرگونه تغيير در نتايج آزمون نهايي كه در اثر آزمون بار اول در آزمودنيها يا نمونه‌ها بوجود آيد بعنوان عامل آزمون قلمداد مي‌گردد كه مي‌تواند به ازاي اثرات سوء و مخل باشد. معمولاً در نتيجه تجربه آزمون اول و آشنايي با آن ممكن است آزمون دوم (نهايي) تحت تأثير قرار گيرد, ‌بعنوان مثال اگر آزمودنيها پس از اجراي آزمون اول متوجه شوند كه ميزان سوگيري آنها نسبت به نژادهاي مختلف در دست بررسي است سعي خواهند نمود تا در آزمون دوم سؤالات را به گونه‌اي پاسخ دهند كه به تعصب نژادي متهم نگردند.
براي كنترل اين عامل مي‌توان فاصله ‌زماني دو آزمون را افزايش داد, تا حد ممكن از اجراي دو آزمون خودداري كرد, و يا به جاي دو بار استفاده از يك آزمون, از دو آزمون مختلف كه چيز يكساني را بسنجند, سود جست.

ابزار اندازه‌گيري(Measuring Instrument): تغييرات در وسايل و ابزارهاي اندازه‌‌گيري يا تفاوتهاي مربوط به كسانيكه بعنوان مشاهده‌گر يا نمره‌گذار محسوب مي‌شوند, مي‌توانند به جز اثرات متغيير مستقل, بر نتايج مؤثر باشند. وسايل و ابزارهاي اندازه‌گيري بايد در درجه اول دقيق و معتبر و در درجه دوم بگونه‌اي صحيح مورد استفاده قرار گيرند.
محققي كه از ابزارهاي مختلف آزمايشگاهي براي جمع‌آوري داده‌هاي خود استفاده مي‌كند بايد سعي نمايد كه درستي و دقت اين ابزارها را مورد آزمايش قرار دهد و در صورتيكه چند فرد به انجام آزمايشها مشغولند, ‌بايد قبلاً براي اين منظور تربيت شده و هماهنگي كافي و لازم را دركار با دستگاهها و يا انجام آزمونها بعمل آورند.
براي جلوگيري از اثرات نامطلوب اين عامل بايد از دستگاهها, ابزارها و يا آزمونهاي معتبر و پايا استفاده نمود و در صورت ممكن يك فرد جمع‌آاوري اطلاعات يا انجام آزمايشها را به عهده گرفته در صورتي‌كه قرار است چند نفر به انجام اين مهم اشتغال داشته باشند. , قبلاً راهنمايي و هماهنگي‌هاي لازم صورت گيرد.

بازگشت آماريStatistical Regression : در تحقيقات مربوط به انسان, مخصوصاً در مورد آموزشهاي جبراني و زماني‌كه از گروههاي آزمايشي با خصوصيت در حد بالا و يا پايين استفاده شود, گرايش اين گروهها به ميانگين حالت طبيعي داشته و جدا از تأثيرات متغيير مستقل عمل مي‌كند.
براي كنترل اثر بازگشت آماري در تحقيقات معمولاً سعي مي‌شود از روش انتخاب تصادفي استفاده شود تا نمونه بتواند نماينده واقعي جامعه آماري محسوب گردد.


انتخاب آزمودنيها
Differential Selection of Subjects: چگونگي انتخاب آزمودنيها در گروههاي تجربي و كنترل ممكن است به غير از اثر متغيير مستقل بر نتايج تحقيق مؤثر باشد. مثلاً قرار دادن افراد داوطلب در يك گروه و ساير آزمودنيها در گروه ديگر مي‌تواند نتايج را تحت تأثير قرار دهد. هر گونه تفاوت و اختلاف در افراد گروه تجربي و گروه كنترل مي‌تواند اثر واقعي متغيير مستقل را از بين ببرد.
براي كنترل اثر اين عامل مي‌توان از انتخاب تصادفي و يا گزينش صرفاً يك گروه تجربي استفاده نمود.

اثر افت تجربي ( از دست دادن آزمودنيها)Experimental Mortality: احتمال كم شدن و از دست دادن آزمودنيها از شروع تحقيق تا پايان آن همواره وجود دارد ممكن است آزمودنيها در مدت انجام تحقيق دست از همكاري با محقق بردارند و يا از محل انجام تحقيق به شهر ديگري منتقل شده و يا دچار مرگ و مير گردند. گاه ديده شده است كه در اثر افت آزمودنيها امكان مقايسه‌هاي مختلف در تحقيق ممكن نگرديده و در نتايج اثرات بوجود سوئي آورده است.
براي رفع اين مشكل معمولاً آزمودنيها را بيش از تعداد مورد نياز انتخاب مي‌كنند و ضمناً در صورت ممكن مي‌توان طول مدت انجام تحقيق را بنحوي كاهش داد.

تأثير متقابل عوامل Interaction arong Factors : عوامل مؤثر بر اعتبار داخلي مي‌توانند بصورت گروهي نيز عمل نموده و نتايج تحقيق را تحت تأثير قرار دهند. مثلاً عواملي چون انتخاب آزمودنيها, ابزار اندازه‌گيري و يا افت آزمودنيها مي‌توانند بصورت تركيبي, نتايج را تحت تأثير قرار داده و اثر متغيير مستقل را كاهش دهند.


اعتبار خارجي
External Validity
در طرح تحقيق علاوه بر اينكه اندازه‌گيري دقيق اثر متغير‌(هاي) مستقل بر متغيير(هاي) وابسته مورد توجه محقق است, ميزان تعميم‌پذيري نتايج نيز از اهميت خاصي برخوردار است. قابليت تعميم يافته‌هاي تحقيق به ساير جمعيتها, مجموعه‌ها, تدابير تجربي و يا متغيرهاي اندازه‌گيري مربوط به اعتبار خارجي تحقيق است. در اين مورد سؤالات زير قابل تعمق مي‌باشند. آيا نتايج حاصل از تحقيق قابل تعميم به جمعيت وسيعتر و موقعيتهاي متفاوت هستند يا اينكه صرفاً به موقعيتهاي معين همين تحقيق منحصر مي‌شوند؟ آيا يافته‌هاي تحقيق را مي‌توان به
متغيرهاي تجربي و متغييرهاي اندازه‌گيري مشابه تعميم داد؟ اگر بتوان نتايج از يك تحقيق را به جمعيت وسيعتر, موقعيتهاي متفاوت و متغييرهاي بيشتر عموميت بخشيد, آن تحقيق از اعتبار خارجي بيشتري برخوردار است.
بطوركلي, خوبست محقق در قدمهاي اوليه براي كشف يك موضوع يا مسئله توجه خود را به كنترل عواملي كه اعتبار داخلي را تهديد مي‌كنند, معطوف داشته تا با دقت و صحت بيشتري آن را مورد مطالعه قرار دهد و در قدمهاي بعدي بايد توجه خود را معطوف به كاربرد و تعميم‌پذيري نتايج نمايد. همانگونه كه عوامل متعدد مي‌توانستند اعتبار داخلي را تهديد نمايد, عواملي نيز وجود دارند كه قدرت تعميم يافته‌ها را به خطر مي‌اندازند.اين عوامل بقرار زيرند:
1- اثركنش متقابل گزينش و متغييرتجربي :
Interaction of selection and Experimental variable
ويژگيهاي افراد گروه نمونه كه براي شركت در مطالعه انتخاب شده‌اند, مي‌توانند بر چگونگي تعميم يافته‌هاي تحقيق مؤثر باشند. درست است كه انتخاب تصادفي گروه نمونه روش بسيار مناسبي براي اين منظوراست, اما با توجه به جامعه آماري مورد نظر قابليت تعميم نتايج كم و يا زياد مي‌شود. بهرحال, خصوصيات آزمودنيهاي مورد مطالعه نظير, سن, جنس, هوش, وضعيت اقتصادي و خصوصيات ديگر مي‌توانند بر متغيير مستقل اثر بگذارد.

2- اثر واكنش آزمونReactive effect of Testing :
هنگامي‌كه در تحقيق از پيش آزمون استفاده مي‌شود, تعميم پذيري نتايج را محدود مي‌سازد, پيش آزمون مي‌تواند حساسيت آزمودنيها را نسبت به متغيير مستقل كم و يا زياد نمايد, زيرا كه ممكن است توجه آنها را به مسائل, موضوعات و حوادثي كه قبلاً از آنها بي‌اطلاع بوده‌اند, برانگيزد و در نتيجه چنين آزمودنيهايي به بيش از اين نماينده واقعي جمعيتي كه قبلاً از آن انتخاب شده‌اند, نخواهند بود.

3- اثرات واكنشي روشهاي تجربيReactive effects of experiment :
روشهاي تجربي ممكن است اثراتي را به جا گذارند كه باعث محدوديت تعميم‌پذيري نتايج تحقيق گردد. مثلاً اگر شرايط تجربي مطالعه باعث شود كه آزمودنيها آگاه گردند كه تحت شرايط آزمايش هستند. همين آگاهي باعث مي‌شود در عملكرد‌هاي آنها تغييراتي حاصل شده و موفقيت مصنوعي در مطالعه بوجود آيد.
(
Hawthorne Effect) به طور كلي, يافته‌هاي قابل مشاهده در آزمايشگاه و يا در شرايط تجربي ممكن است داراي كاربرد مستقيم در زندگي واقعي و شرايط طبيعي را نداشته باشند.


4- تداخل چند متغيير
Multiple-Treatment Interference
در برخي از تحقيقات بجاي استفاده از يك متغيير مستقل ممكن است چندين متغيير در تحقيق وارد شوند. در چنين وضعي مجزا بودن اثر هر يك از اين متغييرها كار دشوار است زيرا آنها بر يكديگر تأثير مي گذارند. تعميم نتايج در چنين شرايطي منحصر به نمونه و جامعه‌اي مي‌شود كه تجارب مشابهي از متغيير‌هاي مورد تجربه را دارند

 

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:51  توسط ابراهيم فدايي  | 

اطلاعات / مراکز تحقيقاتی دولتی

1.      مرکز مطالعات استراتژيک (مجمع تشخيص مصلحت)

2.      پژوهشکده مطالعات راهبردی

3.      همايش رقابتهای سياسی و امنيت ملی

4.      فرهنگستان زبان و ادب فارسي

5.      مرکز بين المللی گقتگوی تمدنها

6.       شوراي گسترش زبان و ادبيات فارسي

7.      مؤسسه آموزش عالي جهاد دانشگاهي

8.       پژوهشهاي علمي وصنعتي ايران

9.       پژوهشگاه مركزي ژنتيك مهندسي

10.   شوراي عالي آنفورماتيك

11.   انستيتوي تحقيقات خاك و آب

12.  SIPRIN  بنياد حکمت اسلامی صدرا

13.  موسسه پژوهشی برنامه ريزی درسی و نوآوری های آموزشی

14.  انجمن مطالعات پيشرفته علوم پايه

15.  پژوهشکده تعليم و تربيت

16.  انجمن بيوشيمي و بيوفيزيك دانشگاه تهران

17.  شبکه تحليلگران تکنولوژی ايران

18.  مركز بيوانفورماتيك ايران

19.  معاونت پژوهشي وزارت علوم

20.  پژوهشگاه علوم و تكنولوژي دفاعي

21.  مرکز اطلاعات و مدارک علمي ايران

22.  پژوهشگاه علوم انساني و مطالعات فرهنگي

23.  انجمن تحقيقات اقتصادي

24.  پژوهشکده حوزه و دانشگاه

+ نوشته شده در  شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 18:50  توسط ابراهيم فدايي  |